تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠
«حَدّ» به معنى چيزى است كه ميان دو شىء مانع گردد، و لذا به مرزهاى كشورها «حدود» گفته مىشود، و قوانين الهى را از اين رو «حدود الهى» مىگويند كه عبور از آن مجاز نيست، شرح بيشترى در اين زمينه در جلد اول ذيل آيه ١٨٧ سوره «بقره» داشتهايم.
***
قسمتى از احكام ظهار
١- «ظهار» كه در دو آيه از قرآن مجيد (آيه مورد بحث و آيه ٤ سوره احزاب) به آن اشاره شده، از كارهاى زشت عصر جاهليت بود، كه مرد، هنگامى كه از همسرش ناراحت مىشد، براى اين كه او را در مضيقه و فشار قرار دهد مىگفت: «أَنْتِ عَلَىَّ كَظَهْرِ أُمِّى» (تو نسبت به من همچون مادرم هستى) «١» و به دنبال آن معتقد بودند: آن زن براى هميشه بر همسرش حرام مىشود، و حتى نمىتواند همسر ديگرى انتخاب كند! و همچنان بلاتكليف مىماند، اسلام اين موضوع را- چنان كه ديديم- محكوم مىكند، و دستور كفاره را درباره آن صادر نموده است.
بنابراين، هرگاه كسى نسبت به همسرش «ظهار» كند، همسرش مىتواند با مراجعه به حاكم شرع او را موظف سازد كه يا رسماً از طريق طلاق از او جدا شود و يا به زندگى زناشوئى بازگردد، اما پيش از بازگشت، بايد كفارهاى را كه در آيات فوق خوانديم بدهد، يعنى در صورت توانائى يك برده را آزاد كند، و اگر نتوانست دو ماه پى در پى روزه بگيرد، و اگر آن هم مقدور نبود، شصت مسكين