تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢
ماند»!
در اينجا حال وحى به پيامبر صلى الله عليه و آله دست داد، و آياتِ آغاز اين سوره بر او نازل شد كه راه حل مشكل «ظهار» را به روشنى نشان مىدهد.
فرمود: همسرت را صدا كن، آيات مزبور را بر او تلاوت كرد، فرمود: آيا مىتوانى يك برده را به عنوان «كفاره ظهار» آزاد كنى؟ عرض كرد: اگر چنين كنم، چيزى براى من باقى نمىماند.
فرمود: مىتوانى، دو ماه پى در پى روزه بگيرى؟ عرض كرد: من اگر نوبت غذايم سه بار تأخير شود، چشمم از كار مىافتد و مىترسم نابينا شوم.
فرمود: آيا مىتوانى، شصت مسكين را اطعام كنى، عرض كرد: نه، مگر اين كه شما به من كمك كنيد.
فرمود: من به تو كمك مىكنم و پانزده صاع (١٥ من كه خوراك شصت مسكين مىباشد، هر يك نفر يك مد يعنى يك چهارم من) به او كمك فرمود، او كفاره را داد، و به زندگى سابق باز گشتند. «١»
چنان كه گفتيم، اين شأن نزول را بسيارى از مفسران از جمله «قرطبى»، «روح البيان»، «روح المعانى»، «الميزان»، و «فخر رازى»، «فى ظلال القرآن»، «ابوالفتوح رازى»، «كنز العرفان» و بسيارى از كتب تاريخ و حديث با تفاوتهائى نقل كردهاند.
***
تفسير:
«ظهار» يك عمل زشت جاهلى
با توجه به آنچه در شأن نزول گفته شد، و نيز با توجه به محتواى آيات،