تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٠
به من به منزله مادرم هستى)، آنها هرگز مادرانشان نيستند؛ مادرانشان تنها كسانىاند كه آنها را به دنيا آوردهاند. آنها سخنى زشت و باطل مىگويند؛ و خداوند بخشنده و آمرزنده است!
٣- كسانى كه همسران خود را «ظهار» مىكنند، سپس از گفته خود باز مىگردند، بايد پيش از آميزش جنسى با هم، بردهاى را آزاد كنند؛ اين دستورى است كه به آن اندرز داده مىشويد؛ و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است!
٤- و كسى كه توانائى (آزاد كردن بردهاى) نداشته باشد، دو ماه پياپى قبل از آميزش روزه بگيرد؛ و كسى كه اين را هم نتواند، شصت مسكين را اطعام كند؛ اين براى آن است كه به خدا و رسولش ايمان بياوريد؛ اينها مرزهاى الهى است؛ و كسانى كه با آن مخالفت كنند، عذاب دردناكى دارند!
شأن نزول:
غالب مفسران، براى آيات نخستين اين سوره، شأن نزولى نقل كردهاند كه مضمون همه، اجمالًا يكى است، هر چند در جزئيات با هم متفاوت مىباشند، اما اين تفاوت، تأثيرى در آنچه ما در بحث تفسيرى به آن نياز داريم ندارد.
ماجرا چنين بود: زنى از انصار به نام «خوله» (نامهاى ديگرى نيز در روايات ديگر براى او ذكر شده است) از طايفه «خزرج» كه همسرش به نام «اوس بن صامت» بود، در يك ماجرا مورد خشم شوهرش قرار گرفت، او كه مرد تندخو و سريعالتأثرى بود، تصميم بر جدائى از او گرفت، گفت: «أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي» (تو نسبت به من، همچون مادر من هستى!) و اين، نوعى از طلاق در زمان جاهليت بود، اما طلاقى كه نه قابل رجوع بود و نه زن آزاد مىشد، كه بتواند همسرى براى خود برگزيند، بدترين حالتى كه براى يك زن شوهردار، ممكن