تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢
برتربينى و مانند آن مىشود، و به فرض كه انسان بتواند در حال انزوا به فضيلت اخلاقى برسد، فضيلت محسوب نمىشود، فضيلت آن است كه انسان در دل اجتماع بتواند خود را از آلودگيهاى اخلاقى برهاند.
٣- ترك ازدواج كه از اصول رهبانيت است نه فقط كمالى نمىآفريند، بلكه موجب پيدايش عقدهها و بيماريهاى روانى مىگردد.
در «دائرة المعارف قرن بيستم» مىخوانيم: «بعضى از رهبانها تا آن اندازه توجه به جنس زن را عمل شيطانى مىدانستند كه حاضر نبودند، حيوان مادهاى را به خانه ببرند! مبادا روح شيطانى آن به روحانيت آنها صدمه بزند»!!
اما با اين حال، تاريخ، فجايع زيادى را از «ديرها» به خاطر دارد، تا آنجا كه به گفته «ويل دورانت» «پاپ انيوسان سوم»، يكى از ديرها را به عنوان فاحشه خانه توصيف كرد!. «١»
و بعضى از آنان مركزى براى اجتماع شكم پرستان و دنياطلبان و خوشگذرانها شده بود، تا آنجا كه بهترين شرابها در ديرها پيدا مىشد.
البته، طبق گواهى تاريخ، حضرت مسيح عليه السلام هرگز ازدواج نكرد، اما اين هرگز، به خاطر مخالفت او با اين امر نبود، بلكه عمر كوتاه مسيح عليه السلام به اضافه اشتغال مداوم او به سفرهاى تبليغى، به نقاط مختلف جهان به او اجازه اين امر را نداد.
بحث درباره «رهبانيت» درخور كتاب مستقلى است كه اگر بخواهيم به آن بپردازيم از بحث تفسيرى بيرون مىرويم.
اين بحث را با حديثى از على عليه السلام پايان مىدهيم: در حديثى در ذيل آيه: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا* الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ