تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦
دليل بر اين است كه اگر حق آن ادا مىشد، سنت خوبى بود، و تعبير آيه ٨٢ «مائده» كه از «رهبانها» و «عالمان» مسيحيان راستين، با نظر موافق و مثبت ياد مىكند نيز شاهد اين مدعا است (دقت كنيد).
و هرگاه كلمه «رهبانيت» را عطف بر رأفت و رحمت بدانيم نيز شاهد ديگرى براى اين مدعى پيدا مىشود، چرا كه همرديف رأفت و رحمتى مىشود كه خداوند آن را به عنوان يك صفت پسنديده در قلوب آنها افكنده است.
كوتاه سخن اين كه: اگر سنت حسنهاى در ميان مردم رائج شود كه اصول كلى آن (مانند دستور زهد) در آئين حق باشد، و مردم آن سنت را به طور خاص به دستور الهى نسبت ندهند، بلكه آن را مصداقى از مصاديق دستورات كلى بدانند، و حق آن را ادا نمايند، كار بدى نيست، بدبختى از آنجا شروع مىشود كه افراطها و تفريطها پيش آيد و آن را به سنت سيّئهاى تبديل كند.
مثلًا هم اكنون در ميان ما مراسمى براى عزادارى و سوگوارى و اعياد و وفاتهاى پيشوايان بزرگ دين، و همچنين بزرگداشت شهيدان و عزيزانى كه از دست مىروند در روز شهادت و يا هفتمين و چهلمين و سالگرد آنها معمول است كه مصداقى است از دستورات كلى اسلام در مورد تعظيم شعائر، و بزرگداشت پيشوايان دين و شهيدان و عموم مسلمين، و همچنين مصداقى است از اصل كلى «سوگوارى بر شهداى كربلا» و مانند آنها، بىآنكه جزئيات و تفاصيل اين مراسم يك دستور خاص شرع تلقى شود، بلكه صرفاً به عنوان يك مصداق از آن اصل كلى انجام مىشود.
هرگاه در اين مراسم از حدود شرع تجاوز نشود و آلوده با گناه و خرافهاى نگردد، مسلماً مصداق «ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّه» و مصداق سنّت حسنه است، در غير اين صورت، بدعت شوم و سنّت سيّئهاى خواهد بود.