تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
به اين ترتيب، آنها نه تنها آئين توحيدى مسيح را رعايت نكردند و آن را با انواع شرك آلودند، بلكه، حق آن رهبانيتى را كه خودشان ابداع كرده بودند نيز رعايت ننمودند، و به نام زهد و رهبانيت، دامها بر سر راه خلق خدا گستردند، و ديرها را مركز انواع فساد نمودند، و ناهنجاريهائى را در آئين مسيح عليه السلام به وجود آوردند.
مطابق اين تفسير، «رهبانيت» جزء آئين مسيح نبود، بلكه پيروانش بعد از او آن را ابداع كردند، و در آغاز، چهره معتدل و ملايمى داشت، اما بعداً به انحراف گرائيد و سر از مفاسد بسيارى در آورد.
اما طبق تفسير ديگرى، نوعى رهبانيت و زهد در آئين مسيح بود، آنچه پيروان مسيح بعد از او بدعت گذاردند، نوع ديگرى از رهبانيت بود كه هرگز خداوند براى آنها مقرر نداشته بود. «١»
ولى تفسير اول مشهورتر و از بعضى جهات مناسبتر است.
به هر حال، از آيه فوق در مجموع چنين استفاده مىشود كه: رهبانيت در آئين مسيح نبوده و پيروانش آن را بعد از او ابداع كردند، ولى در آغاز، نوعى زهدگرائى و از ابداعات نيك، محسوب مىشد، مانند بسيارى از مراسم و سنتهاى حسنهاى كه هم اكنون در ميان مردم رائج است، و كسى نيز روى آن به عنوان تشريع و دستور خاص شرع، تكيه نمىكند، اما اين سنت، بعداً به انحراف گرائيد و آلوده با امورى مخالف فرمان الهى و حتى گناهان زشتى شد.
تعبير قرآن به جمله: فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها: «حق آن را رعايت نكردند»