تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٣
«ما بعد از آنها عيسى بن مريم را آورديم» «وَ قَفَّيْنا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ».
«قَفَّينا» از ماده «قفا» به معنى پشت است، و «قافيه» را از اين رو قافيه مىگويند كه قسمتهاى آخر شعر «مشابه يكديگر و پشت سر هم» قرار مىگيرد، و در جمله فوق، منظور اين است كه: پيامبران با آهنگى يكسان و يكنواخت، و اهدافى هماهنگ، يكى بعد از ديگرى، قدم به عرصه وجود گذاشتند، و تعليمات يكديگر را تأييد و تكميل كردند، و در حقيقت اين تعبير، اشاره زيبائى به «توحيد نبوت» است.
سپس، به كتاب آسمانى مسيح عليه السلام اشاره كرده، مىافزايد: «ما به او انجيل عطا كرديم» «وَ آتَيْناهُ الإِنْجِيلَ».
بعد، از ويژگيهاى پيروان او سخن مىگويد و مىفرمايد: «ما در قلوب كسانى كه از او پيروى كردند رافت و رحمت قرار داديم» «وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً».
بعضى از مفسران، اين دو واژه (رأفت و رحمت) را به يك معنى دانستهاند، ولى جمعى، ميان اين دو تفاوتى قائلند و آن اين كه: «رأفت» به معنى محبت در زمينه دفع ضررها است، و «رحمت» به معنى محبت براى جلب منافع است، و لذا غالباً «رأفت»، قبل از «رحمت»، ذكر مىشود؛ چرا كه نخست بايد دفع ضرر كرد و سپس به فكر جلب منفعت افتاد، و نيز به همين دليل، در آيه مجازات زناكاران مىفرمايد:: وَ لاتَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ: «مبادا در اجراى حد و انجام فرمان خدا در مورد آنها گرفتار رأفت شويد، و حكم خدا را به دست فراموشى بسپاريد». «١»
مسأله رأفت و رحمت پيروان راستين مسيح، چيزى نيست كه تنها در اين