تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨
را به همان صورت كه شما هستيد، واگذارد مگر اين كه ناپاك را از پاك جدا كند»!
به اين ترتيب، مسأله آزمون و امتحان انسانها، و جداسازى صفوف و تصفيه، يكى ديگر از اهداف بزرگ اين برنامه بوده است.
تعبير به «يارى خداوند» مسلماً به معنى يارى دين، آئين و نمايندگان او و بسط آئين حق و قسط و عدل است، و گرنه خداوند نيازى به يارى كسى ندارد، و همگان به او نيازمندند، لذا براى اثبات همين معنى آيه را با اين جمله پايان مىدهد، كه «خداوند قوى و شكستناپذير است» «إِنَّ اللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌ».
براى او ممكن است با يك اشاره همه جهان را زير و رو كند و تمامى دشمنان را نابود و اوليائش را پيروز گرداند، ولى، هدف اصلى كه تربيت و تكامل انسانهاست از اين طريق حاصل نمىگردد، لذا آنها را دعوت به يارى آئين حق كرده است.
***
نكتهها:
١- قلمرو منطق و زور!
آيه فوق، ترسيم گويائى از چهره اسلام در زمينه تعليم و تربيت، گسترش عدل و داد، و اجراى قسط در جامعه انسانى است.
نخست از «بيّنات» و دلائل روشن و «كتب آسمانى» و «معيار سنجش ارزشها، و بيان احكام و قوانين» كمك مىگيرد، يعنى پايه را بر انقلاب فكرى و فرهنگى مىگذارد، و از عقل و منطق استمداد، مىجويد.
اما اگر اينها مؤثر نيفتاد و كار به بن بست كشيد، يعنى زورمندان قلدرى پيدا شدند كه نه در برابر بينات سر تسليم فرود مىآورند و نه براى كتاب و ميزان ارزشى قائلند، در اينجا نوبت به «حديد» كه در آن «بأس شديد» است مىرسد،