تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥
است» «ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِى الأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ». «١»
آرى، مصائبى كه در زمين رخ مىدهد همچون زلزلهها و سيلها و طوفانها و آفات مختلف، و همچنين مصائبى كه در نفوس انسانها واقع مىشود، مانند مرگ و ميرها، و انواع حوادث دردناكى كه دامان انسان را مىگيرد، همه آنها از قبل مقدر شده است، و در لوح محفوظ ثبت است.
ولى، بايد توجه داشت: مصائبى كه در اين آيه به آن اشاره شده، تنها مصائبى است كه به هيچ وجه قابل اجتناب نيست و مولود اعمال انسانها نمىباشد (و به تعبير ديگر حصر در اينجا حصر اضافى است).
شاهد اين سخن آن كه، در آيه ٣٠ سوره «شورى» مىخوانيم: وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ: «هر مصيبتى به شما رسد، به خاطر اعمالى است كه انجام دادهايد، و بسيارى را نيز عفو مىكند»!
با توجه به اين كه: آيات، يكديگر را تفسير مىكنند، هنگامى كه اين دو آيه در برابر هم قرار گيرد، نشان مىدهد، مصائبى كه دامنگير انسان مىشود، بر دو گونه است: مصائبى است كه مجازات و كفاره گناهان او است، و اين مصائب بسيارند، ظلمها، بيدادگريها، خيانتها، انحرافات و ندانم كاريها و امثال آن، سرچشمه بسيارى از مصائب خود ساخته، ما است.
ولى بخشى از مصائب است كه ما هيچگونه نقشى در آنها نداريم و به صورت يك امر حتمى و اجتنابناپذير دامان فرد يا جامعهاى را مىگيرد، حساب اين دو از هم جدا است، و لذا بسيارى از انبياء، و اولياء و صلحاء گرفتار