تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ: «زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست». «١»
و گاه به «لعب و لهو و زينت و تفاخر و تكاثر»، (مانند آيات مورد بحث).
و گاه، از آن به «مَتاع غُرور» تعبير شده «٢» و گاه، به عنوان «مَتاع قليل». «٣»
و گاه، به عنوان امرى عارضى و ظاهرى و زودگذر «٤».
از مجموعه اين تعبيرات و تعبيرهاى ديگر قرآن، به خوبى ديدگاه اسلام در مورد زندگى مادى و مواهب آن روشن مىشود كه براى آن ارزشى ناچيز قائل است، و تمايل و دلبستگى به آن را ناشى از حركتهاى بىهدف (لعب)، و هدفهاى سرگرم كننده (لهو)، و تجملپرستى (زينت)، و حب مقام و رياست و برترىجوئى بر ديگران (تفاخر)، و حرص و آز و افزونطلبى (تكاثر) مىشمرد، و عشق به آن را سرچشمه انواع مظالم و گناهان مىداند.
اما اگر اين مواهب مادى تغيير جهت دهند، و نردبانى براى رسيدن به اهداف الهى گردند، سرمايههائى مىشوند كه خدا آنها را از مؤمنان مىخرد و بهشت جاويدان و سعادت ابدى، به آنها مىبخشد: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...». «٥»
***