تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤
روشن است، ياد خداوند اگر در عمق جان قرار گيرد، و همچنين شنيدن آياتى كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده است هرگاه به درستى تدبر شود، بايد مايه خشوع گردد، ولى قرآن گروهى از مؤمنان را در اينجا سخت ملامت مىكند كه؛ چرا در برابر اين امور، خاشع نمىشوند؟؛ و چرا همچون بسيارى از امتهاى پيشين، گرفتار غفلت و بىخبرى شدهاند؟ همان غفلتى كه نتيجه آن قساوت دل، و همان قساوتى كه ثمره آن فسق و گناه است!
آيا تنها به ادعاى ايمان قناعت كردن، و از كنار اين مسائل مهم، به سادگى گذشتن، و تن به زندگى مرفه سپردن، در ناز و نعمت زيستن، و پيوسته مشغول عيش و نوش بودن، با ايمان سازگار است؟!
جمله «طالَ عَلَيْهِمُ الأَمَد» (زمان بر آنها طولانى شد) ممكن است اشاره به فاصله زمانى ميان آنها و پيامبرانشان باشد، و يا طول عمر و درازى آرزوها، و يا عدم نزول عذاب الهى در زمان طولانى، و يا همه اينها.
چرا كه هر يك، مىتواند عاملى براى غفلت و قساوت، و آن هم سببى براى فسق و گناه گردد.
در حديثى از على عليه السلام مىخوانيم: لاتُعاجِلُوا الامْرَ قَبْلَ بُلُوغِهِ فَتَنْدَمُوا وَ لايَطُولَنَّ عَلَيْكُمُ الامَدُ فَتَقْسُوَ قُلُوبُكُمْ: «در هيچ كارى قبل از فرا رسيدن زمانش عجله نكنيد كه پشيمان مىشويد، و فاصله ميان شما و حق نبايد طولانى گردد، كه قلوب شما قساوت مىيابد». «١»
در حديث ديگرى از زبان حضرت عيسى مسيح عليه السلام مىخوانيم: لاتُكْثِرُوا الكَلامَ بِغَيرِ ذِكْرِ اللَّهِ فَتَقْسُوَ قُلُوبُكُمْ، فَإِنَّ القَلْبَ القاسِىَ بَعِيْدٌ مِنَ اللَّهِ، وَ لاتَنْظُرُوا فِى ذُنُوبِ العِبادِ كَأَنَّكُمْ أَرْبابٌ، وَ انْظُرُوا فِى ذُنُوبِكُمْ كَأَنَّكُمْ عَبِيدٌ، وَ