تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩
و عمل صالح است، حتى دايره شفاعت محدود به كسانى است كه سهمى از اين دو را داشته باشند نه بيگانگان مطلق، و آنها كه پيوندهاى خود را به كلى از خدا و اولياء اللّه، بريدهاند.
***
نكته:
استمدادهاى بىحاصل مجرمان، در قيامت
از آنجا كه بسيارى از مردم به هنگام ورود در عرصه محشر، با نظامى كه در آنجا حاكم است آشنا نيستند، بر اين باورند كه نظامات دنيا در آنجا نيز حكومت دارد، لذا به آن متوسل مىشوند، ولى به زودى مىفهمند چه اشتباه بزرگى مرتكب شدهاند؟
گاه، مجرمان، از مؤمنان استمداد مىكنند، و مىگويند: أُنْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ: «نظرى به ما بيفكنيد تا شعلهاى از ايمان و عمل صالح شما برگيريم» (آيات مورد بحث) اما به زودى با جواب منفى روبرو مىشوند كه منبع نور اينجا نيست، در دار دنيا بود، كه غافل و بىخبر از آن گذشتيد.
و گاه، مجرمان از يكديگر كمك مىطلبند (پيروان از رهبرانشان) و مىگويند: فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَىْءٍ: «آيا شما سهمى از عذاب الهى را به جاى ما مىپذيريد» «١» كه در اينجا نيز با پاسخ منفى روبرو مىشوند.
گاه، حتى دست به دامن خازنان دوزخ مىزنند و مىگويند: ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ: «از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما تخفيف دهد». «٢»