تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨
و سپس مىافزايند: «جايگاهتان آتش است» «مَأْواكُمُ النَّارُ».
«و مولى و سرپرستتان همان دوزخ» «هِىَ مَوْلاكُمْ». «١»
«و چه بد جايگاهى است»؟! «وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ».
معمولًا انسانها براى نجات از چنگال مجازات و كيفر در دنيا، يا متوسل به غرامت مالى مىشوند، و يا از نيروى ياور و شفيعى كمك مىطلبند، ولى در آنجا هيچ يك از اين دو، براى منافقان و كافران وجود ندارد.
اصولًا، در قيامت تمام اسباب و وسائل مادى كه در اين جهان براى رسيدن به مقاصد معمول است از كار مىافتد، و پيوندها بريده مىشود، چنان كه در آيه ١٦٦ «بقره» مىخوانيم: «وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبابُ».
«در آن روز، نه دادوستدى هست و نه رابطه دوستى» (يَوْمٌ لابَيْعٌ فِيهِ وَ لاخُلَّةٌ). «٢»
«نه عوضى گرفته مىشود» (وَ لايُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ). «٣»
«و نه كسى به فرياد دوستش مىرسد» (يَوْمَ لايُغْنِي مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَيْئاً). «٤»
«نه نقشهها و مكرها به جائى مىرسد» (يَوْمَ لايُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً). «٥»
«و نه رابطه خويشاوندى به درد مىخورد» (فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ). «٦»
و خلاصه، «همه در گرو اعمال خويش و گرفتار اعمال خود هستند» (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ). «٧»
و به اين ترتيب، قرآن روشن مىكند كه تنها وسيله نجات در آن روز، ايمان