تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧
«فَتَنْتُم» از ماده «فتنه» به معانى مختلفى آمده است: آزمايش و امتحان، فريب دادن، بلا و عذاب، ضلالت و گمراهى و شرك و بتپرستى، و در اينجا بيشتر با دو معنى آخر، يعنى گمراهى و شرك مناسب است.
«تَرَبَّصْتُم» از ماده «تربص» در اصل، به معنى انتظار كشيدن است، خواه انتظار بلا و مصيبت باشد، يا فراوانى و نعمت، و در اينجا بيشتر مناسب انتظار مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله و برچيده شدن اسلام، يا انتظار كشيدن به معنى تعلل ورزيدن در توبه از گناه، و انجام هر گونه كار خير است.
«وَ ارْتَبْتُم» از ماده «ريب» به هر گونه شك و ترديد كه بعداً پرده از روى آن برداشته مىشود، اطلاق مىگردد، و در اينجا بيشتر مناسب با شك در قيامت و يا حقانيت قرآن است.
گرچه مفهوم الفاظى كه در آيه به كار رفته، گسترده است ولى ممكن است به ترتيب، بيانگر مسأله «شرك»، و انتظار «پايان عمر اسلام و پيامبر» صلى الله عليه و آله و سپس شك در «معاد» و بعد از آن «آلودگيهاى عملى»، از طريق فريب أمانى و شيطان باشد، بنابراين جملههاى سهگانه نخست، ناظر به اصول سهگانه دين است و دو جمله اخير ناظر به فروع دين.
***
سرانجام، مؤمنان در يك نتيجهگيرى، منافقان را مخاطب ساخته، مىگويند:
«امروز از شما غرامتى پذيرفته نمىشود كه در برابر آن از عذاب الهى رهائى يابيد» «فَالْيَوْمَ لايُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ».
«و نه از كافران» «وَ لا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا».
و به اين ترتيب، كافران نيز سرنوشتى همچون منافقان دارند، و همگى در گرو گناهان و زشتيهاى اعمال خويشند، و راه خلاصى ندارند.