تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٦
سپس مىافزايند: شما گرفتار خطاهاى بزرگى بوديد از جمله:
١- «شما به واسطه پيمودن طريق كفر، خود را فريب داديد و هلاك كرديد» «وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ».
٢- «پيوسته در انتظار مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله و نابودى مسلمين و برچيده شدن اساس اسلام بوديد» «وَ تَرَبَّصْتُمْ».
به علاوه، در انجام هر كار مثبت، و هر حركت صحيح، حالت صبر و انتظار داشتيد و تعلل مىنموديد.
٣- «پيوسته در امر معاد و رستاخيز و حقانيت دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله و قرآن، شك و ترديد داشتيد» «وَ ارْتَبْتُمْ».
٤- «همواره گرفتار آرزوهاى دور و دراز بوديد، آرزوهائى كه هرگز دست از سر شما برنداشت، تا فرمان خدا دائر بر مرگتان فرا رسيد» «وَ غَرَّتْكُمُ الأَمانِيُّ حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ».
آرى، اين آرزوها لحظهاى مجال تفكر صحيح، به شما نداد، غرق رؤياها و پندارها بوديد، در عالمى از وهم و خيال زندگى مىكرديد، و آرزوى وصول به شهوات و اهداف مادى بر شما چيره بود.
٥- «از همه اينها گذشته شيطان فريبكار (كه پايگاهش را در وجودتان محكم كرده بود) شما را در برابر خداوند، فريب داد» «وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ».
او با وسوسهها شما را مغرور كرد، گاه، دنيا را در نظرتان جاودانه جلوه داد، و گاه، قيامت را يك حلواى نسيه قلمداد كرد، گاهى، شما را به لطف و رحمت الهى مغرور مىكرد، و گاه، اصلًا وجود خداوند بزرگ را زير سؤال مىبرد!
اين عوامل پنجگانه، دست به دست هم دادند و خط شما را به كلى از ما جدا كردند.