تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
«درونش رحمت است و بيرونش عذاب» «باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ».
«سُور»، در لغت به معنى ديوارى است كه در گذشته براى حفاظت به دور شهرها مىكشيدند، و در فارسى از آن تعبير به «بارو» مىشود، و در فواصل مختلف نيز برجهائى براى محافظان و نگهبانان داشت، و لذا مجموعاً تعبير به «برج و بارو» مىكردند.
قابل توجه اين كه: مىگويد: «درون آن رحمت، و برون آن عذاب است» يعنى مؤمنان، همچون ساكنان شهر، در درون اين باغ هستند، و منافقان همچون بيگانگان در قسمت بيابانى قرار دارند، قبلًا نيز آنها در يك جامعه و در كنار هم زندگى مىكردند، اما ديوارى عظيم از اعتقادات و اعمال مختلف، آنها را از يكديگر جدا مىكرد، در قيامت نيز همين معنى مجسم مىگردد.
اما اين «در» براى چيست؟ ممكن است براى اين باشد كه: منافقان از اين در نعمتهاى بهشتى را ببينند و حسرت ببرند، يا اين كه: افرادى كه كمتر آلودهاند پس از اصلاح از آن بگذرند و در كنار مؤمنان قرار گيرند.
***
اما اين ديوار چنان نيست كه مانع عبور صدا باشد، لذا در آيه بعد مىافزايد:
«آنها را صدا مىزنند كه مگر ما با شما نبوديم»؟! «يُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ».
هم در دنيا با شما در يك جامعه مىزيستيم، و هم در اينجا در كنار شما بوديم، چه شد كه ناگهان از ما جدا شديد، و به روح و رحمت الهى رفتيد، و ما را در چنگال عذاب رها كرديد؟!
«آنها در پاسخ مىگويند: آرى با هم بوديم» «قالُوا بَلى».
در همه جا با هم بوديم، در كوچه و بازار، در سفر و حضر، گاه همسايه هم بوديم، و يا حتى گاه در يك خانه زندگى مىكرديم، ولى از نظر مكتب و عقيده و عمل، فرسنگها با هم فاصله داشتيم، شما خط خود را از ما جدا كرده بوديد، و در اصول و فروع، از حق بيگانه بوديد.