تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤
يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ».
راستى، تعبير عجيبى است خدائى كه بخشنده تمام نعمتها است، و همه ذرات وجود ما لحظه، به لحظه از درياى بى پايان فيض او، بهره مىگيرد، و مملوك او است، ما را صاحبان اموال شمرده، و در مقام گرفتن وام از ما برآمده، و بر خلاف وامهاى معمولى كه عين همان مقدار را باز پس مىدهند، او چندين برابر، گاه صدها و گاه هزار برابر، بر آن اضافه مىكند، و علاوه بر اينها وعده «اجر كريم» كه پاداشى است عظيم كه جز خدا نمىداند، نيز مىدهد.
***
نكتهها:
١- انگيزههاى انفاق
قابل توجه اين كه: در آيات گذشته براى تشويق به انفاق- اعم از كمك به موضوع جهاد، يا انفاقهاى ديگر به نيازمندان- تعبيرات مختلفى ديده مىشود كه هر يك مىتواند عاملى براى حركت به سوى اين هدف باشد.
در آيه هفتم، اشاره به مسأله استخلاف و جانشينى مردم از يكديگر، يا از خداوند در اين ثروتها است كه مالكيت حقيقى را مخصوص خدا مىشمرد، و همه را نماينده او در اين اموال، اين بينش مىتواند دست و دل انسان را در انفاق باز كند و عاملى براى حركت در اين زمينه باشد.
در آيه دهم، تعبير ديگرى آمده كه از ناپايدارى اموال و سرمايهها و بازماندن آن بعد از همه انسانها حكايت مىكند، و آن تعبير به «ميراث» است مىگويد، ميراث آسمانها و زمين از آن خدا است.
و در آيه يازدهم، تعبير از همه حساستر است: خدا را وامگيرنده، و انسانها را وام دهنده مىشمرد، وامى كه مسأله تحريم ربا، در آن راه ندارد و چندين برابر