تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢
شب، به روشنائى روز، منتقل مىسازد، و فرا رسيدن شب و روز را از مدتى قبل اعلام مىدارد، تا همگان خود را آماده كنند.
جمع ميان دو تفسير در مفهوم آيه نيز كاملًا ممكن است.
و در پايان مىافزايد: «و او به آنچه بر دلها حاكم است آگاه است» «وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ».
همان گونه كه اشعه حياتبخش آفتاب، و روشنائى روز، در اعماق تاريكى شب نفوذ مىكند، و همه جا را روشن مىسازد، علم پروردگار نيز در تمام زواياى قلب و جان انسان نفوذ مىكند، و همه اسرار آن را روشن مىسازد.
قابل توجه اين كه: در آيات قبل، سخن از آگاهى خداوند نسبت به اعمال ما بود (وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) و در اينجا سخن از آگاهى او نسبت به نيات و عقائد و افكار ما است (وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ).
كلمه «ذات» چنان كه قبلًا هم اشاره كردهايم، در لغت عرب به معنى «عين» و «حقيقت» نيامده است، و اين اصطلاحى است از سوى فلاسفه، بلكه «ذات» در لغت به معنى «صاحب چيزى» است، بنابراين «ذاتِ الصُّدُور» اشاره به نيات و اعتقاداتى است كه قلوب انسانها را در اختيار خود گرفته است، و بر آن حاكم است (دقت كنيد).
و چه زيبا است! كه انسان تمام اين صفات الهى را از اعماق جان باور كند، و حضور او را در اعمال و در نيات و عقائد خود، احساس نمايد، آيا با اين احساس، امكان دارد از جاده اطاعت و بندگى خارج شده، در طريق عصيان و زشتى گام بگذارد؟!
***