تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
رساست كه مىتواند در روح و جان آنها اثر بگذارد،- اگر كمترين آمادگى روحى وجود داشته باشد-.
در آيه بعد، مىفرمايد: «اكنون كه اين بيگانگان از حق، ابداً آمادگى پذيرش را ندارند، آنها را به حال خود واگذار، و از آنان روى گردان، و به سراغ دلهاى آماده رو» «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ».
«و روزى را به يادآور كه دعوتكننده الهى مردم را به امر وحشتناكى دعوت مىكند» دعوت به حساب و بررسى نامه اعمال «يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى شَىْءٍ نُكُرٍ». «١»
بنابراين، جمله «يَوْمَ يَدْعُ الدَّاع» جمله مستقلى است كه، از جمله «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ» جدا است، هر چند بعضى آن را دنباله جمله قبل دانسته مىگويند: منظور اين است: در روز قيامت كه دعوتكننده الهى را مىخواند، و آنها دست به دامن تو براى شفاعت مىزنند، از آنان روى بگردان، ولى اين تفسير بسيار بعيد به نظر مىرسد.
اين «دعوتكننده» خدا است؟ يا فرشتگان او؟ و يا «اسرافيل» كه با «نفخ صور» مردم را به رستاخيز دعوت مىكند؟ و يا همه اينهاست؟ مفسران احتمالات مختلفى دادهاند، ولى با توجه به آيه ٥٢ سوره «اسراء» كه مىفرمايد:
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ: «به خاطر بياوريد روزى را كه خداوند شما را از قبرهايتان فرا مىخواند، شما هم اجابت مىكنيد در حالى كه حمد او مىگوئيد»، معنى اول مناسبتر است، هر چند آيات آينده، تناسب بيشترى با اين معنى دارد، كه منظور فرشتگان و مأموران حساب و جزا بوده باشند.
منظور از «شَىْءٍ نُكُر» (مطلب ناشناخته) يا حسابرسى دقيق الهى است، كه تا