تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
كند «فرو ريزند قالبها»!
توجه به اين حقيقت، به انسان درك و ديدى مىدهد، كه خدا را در همه جا، و با همه چيز، و در درون جان خود ببيند، و احساس كند، و به او عشق ورزد.
سپس، شاخه ديگرى از علم بىپايانش را بيان كرده، مىافزايد: «آنچه را در زمين نفوذ مىكند، آنچه از آن برمىآيد، و آنچه از آسمان نازل مىشود، و آنچه به آسمان بالا مىرود، همه را مىداند، و از همه با خبر است» «يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها».
گرچه تمام اين امور، در تعبير «هُوَ بِكُلِّ شَىءٍ عَلِيم» كه در آيات قبل آمده، جمع است، اما شرح اين معانى، توجه بيشترى به انسان در زمينه وسعت علم خداوند مىدهد.
آرى، او از آنچه در زمين فرو مىرود آگاه است: از تمام قطرههاى باران.
از امواج سيلابها.
از دانههاى گياهان كه با كمك باد، يا حشرات در زمين پراكنده مىشوند، و نفوذ مىكنند.
از ريشههاى درختان به هنگامى كه در جستجوى آب و غذا به اعماق زمين پيش و فرو روند.
از انواع معادن و ذخائرى كه روزى بر صفحه زمين بوده، و سپس در آن دفن شدهاند.
از گنجها و دفينهها.
از اجساد مردگان.
از انواع حشراتى كه در درون زمين لانه مىسازند.
آرى، از همه اينها آگاه است.