تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١
تكذيب كردند، و در برابر هيچ معجزهاى سر تسليم فرود نمىآوردند، شد، در آيات مورد بحث، تشريح بيشترى درباره اين گونه افراد، و همچنين سرنوشت دردناك آنها در قيامت آمده است.
نخست مىفرمايد: چنان نيست كه اين گروه بىخبر باشند، بلكه «اخبارى كه مىتواند موجب انزجار آنها از زشتىها و بدىها شود، به اندازه كافى براى آنها آمده است» «وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ».
بنابراين، كمبودى در تبليغ داعيان الهى نبوده، «هر چه هست از قامت ناساز بىاندام خود آنهاست» نه گوش شنوائى دارند، نه روح حقطلبى، و نه اين مقدار از تقوا، كه آنها را دعوت به تحقيق و تدبر در آيات الهى كند.
منظور از «أَنْباء» (اخبار) همان خبرهاى امتهاى پيشين و اقوامى است كه، به عذابهاى گوناگون هلاك شدند، و نيز اخبار قيامت، و مجازات ظالمان و كافران كه در قرآن از روى آنها پرده برداشته شده است.
***
پس از آن مىافزايد: «اين آيات، حكمت بالغه الهى است، و اندرزهائى است عميق و رسا، اما اين انذارها براى اين افراد لجوج، مفيد نيست، و به حال آنها سودى ندارد» «حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ». «١»- «٢»
خلاصه اين كه، در «فاعليت فاعل» هيچ نقصى نيست، هر چه هست در «قابليت قابل» است، و گرنه آيات الهى، پيامبران بزرگ، اخبارى كه از امم پيشين رسيده، و خبرهائى كه از قيامت به آنها داده مىشود، هر كدام حكمتى بالغ و