تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩
حكمت است پرداخته، مىافزايد: «براى خدا است مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين» «لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ».
«او است كه زنده مىكند و مىميراند» «يُحْيِي وَ يُمِيتُ».
«و بر هر كار توانا است» «وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ».
مالكيت خداوند نسبت به عالم هستى، مالكيت اعتبارى و تشريعى نيست، بلكه مالكيت حقيقى و تكوينى است، يعنى او به همه چيز احاطه دارد، و همه جهان در قبضه قدرت او، و تحت اراده و فرمان او است، لذا به دنبال آن، سخن از زنده كردن، ميراندن و توانائى بر هر چيز، به ميان آمده است.
و به اين ترتيب، تا به اينجا شش وصف از اوصاف او در اين دو آيه بيان شده است.
تفاوت «عزّت» و «قدرت» در اين است كه: «عزّت»، بيشتر توجه به در هم شكستن مدافع دارد، و «قدرت»، به ايجاد اسباب، بنابراين دو وصف مختلف محسوب مىشوند، هر چند در ريشه توانائى با هم مشتركند (دقت كنيد).
مسأله زنده كردن و ميراندن، (احياء و اماته) در بسيارى از آيات قرآن مطرح شده است، و در حقيقت اين دو موضوع از موضوعاتى است كه اسرار پيچيده آن بر هيچ كس روشن نيست، نه كسى به درستى از حقيقت حيات با خبر است؟ و نه حقيقت مرگ را كسى مىداند، بلكه آنچه از اين دو مىدانيم آثار آنها است، و عجب اين كه، از همه چيز، نزديكتر به ما حيات و زندگى ما است، در عين حال، حقيقت و اسرار آن از همه چيز، مخفىتر است!
قابل توجه اين كه، جمله «يُحْيِي وَ يُمِيتُ» به صورت فعل مضارع، دليل بر استمرار مسأله حيات، و مرگ، در طول همه زمانها است، و اطلاق اين دو، نه تنها شامل حيات و مرگ انسان در اين جهان مىشود، كه شامل هر گونه حيات و