تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧
صفات جلال و جمال او، اشاره دارد، و هر قدر انديشمندان، بيشتر در آن بينديشند به حقايق تازهاى دست مىيابند.
چنان كه در حديثى از امام على بن الحسين عليهما السلام مىخوانيم: «وقتى درباره توحيد از حضرتش سؤال كردند، در پاسخ فرمود: إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» وَ الآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ، إِلَى قَوْلِهِ: «عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذلِكَ فَقَدْ هَلَكَ: «خداوند متعال مىدانست در آخر زمان اقوامى مىآيند كه در مسائل تعمق و دقت مىكنند، لذا سوره «قل هو اللّه احد» و آيات آغاز سوره «حديد»، تا «عليم بذات الصدور»، را نازل فرمود، پس، هر كس ماوراى آن را طالب باشد، هلاك مىشود». «١»
از اين حديث، استفاده مىشود: اين آيات، حداكثر معرفت ممكن را به تشنهكامان مىدهد.
به هر حال، نخستين آيه اين سوره، از تسبيح و تنزيه خدا شروع كرده مىفرمايد: «آنچه در آسمانها و زمين است همواره براى خدا تسبيح مىگويد، و او است قادرى شكست ناپذير و حكيم على الاطلاق» «سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِى السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ».
سوره گذشته، با امر به تسبيح پايان گرفت، و اين سوره با تسبيح الهى شروع مىشود، و قابل توجه اين كه، در سورههاى «مسبّحات» كه با تسبيح الهى آغاز مىشود در سه مورد تسبيح به صورت صيغه ماضى «سَبَّحَ» آمده است (حديد و حشر و صف) و در دو مورد به صورت صيغه مضارع يعنى «يُسَبِّحُ» (جمعه و تغابن)، اين تفاوت تعبير، شايد اشاره به اين نكته باشد كه در گذشته، آينده و