تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٥
٨٣ فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ
٨٤ وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ
٨٥ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لاتُبْصِرُونَ
٨٦ فَلَوْلا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ
٨٧ تَرْجِعُونَها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
ترجمه:
٨٣- پس چرا هنگامى كه جان به گلوگاه مىرسد (توانائى بازگرداندن آن را نداريد)؟!
٨٤- و شما در اين حال نظاره مىكنيد (و كارى از دستتان ساخته نيست).
٨٥- و ما از شما به او نزديكتريم ولى نمىبينيد!
٨٦- اگر هرگز (در برابر اعمالتان) جزا داده نمىشويد.
٨٧- پس آن (روح) را بازگردانيد اگر راست مىگوئيد!
تفسير:
هنگامى كه جان به گلوگاه مىرسد
از لحظات حساسى كه آدمى را سخت در فكر فرو مىبرد، لحظه احتضار و پايان عمر است، در آن لحظه كه كار از كار گذشته، اطرافيان مأيوس و نوميد به شخص محتضر نگاه مىكنند، مىبينند همچون شمعى- كه عمرش پايان گرفته- آهسته آهسته خاموش مىشود، با زندگى وداع مىگويد، و هيچ كارى از دست