تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠
واژه مزبور از لغاتى است كه در دو معنى متضاد به كار مىرود. «١»
درست است كه آتش و درختان، «آتشزنه» و «آتشگيره» مورد استفاده همگان است، ولى، چون مسافران براى دفع سرما و طبخ غذا، مخصوصاً در سفرهاى قديم به وسيله قافلهها، بيش از همه محتاج به آن بودند، روى آن تكيه شده است.
استفاده «اقوياء» از آتش نيز، به خاطر گستردگى زندگى آنها، روشن است، مخصوصاً اگر اين بحث را گسترش به جهان امروز دهيم كه، چگونه حرارت ناشى از انواع آتشها دنياى صنعتى را به حركت در مىآورد، و چرخهاى عظيمِ كارخانجات را به گردش وامىدارد، كه اگر اين شعله عظيم (كه همه از درختان است، حتى آتشى كه از زغال سنگ و يا مواد نفتى گرفته مىشود، آن هم نيز بلاواسطه يا بالواسطه به گياهان باز مىگردد) روزى خاموش شود، نه تنها چراغ تمدن، كه چراغ زندگى انسانها نيز خاموش خواهد گشت.
بدون شك، آتش يكى از مهمترين اكتشافات بشر است، در حالى كه تمام نقش ايجاد در آن را آفرينش بر عهده گرفته، و نقش انسان در آن بسيار ناچيز و بىارزش است، و نيز بدون شك از زمانى كه آتش كشف شد، بشريت در مرحله تازهاى از تمدن خود گام نهاد.
آرى، قرآن مجيد در همين يك جمله كوتاه، به تمام اين حقايق به صورت سربسته اشاره كرده است.
اين نكته نيز قابل توجه است كه، در آيه فوق، نخست فايده معنوى آتش كه، تذكر رستاخيز است، مطرح شده، و بعد فايده دنيوى آن؛ چرا كه اولى