تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦
أُجاجاً». «١»
«پس چرا شكر اين نعمت بزرگ را بجا نمىآوريد»؟ «فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ».
آرى، اگر خدا مىخواست، به املاح محلول در آب نيز، اجازه مىداد كه، همراه ذرات آب تبخير شوند، و دوش به دوش آنها به آسمان صعود كنند، و ابرهائى شور و تلخ تشكيل داده، قطرههاى بارانى درست همانند آب دريا شور و تلخ فرو ريزند! اما او به قدرت كاملهاش اين اجازه را به املاح نداد، نه تنها املاح در آب، بلكه ميكربهاى موذى و مضر و مزاحم نيز اجازه ندارند همراه بخارات آب به آسمان صعود كنند، و دانههاى باران را آلوده سازند، به همين دليل، قطرات باران هرگاه هوا آلوده نباشد، خالصترين، پاكترين، و گواراترين آبها است.
«أُجاج» در اصل از «اجيج» آتش، يعنى برافروختگى و سوزندگى آن گرفته شده است، و به آبهائى كه به خاطر شورى يا تلخى و حرارت، دهان را مىسوزاند «اجاج» مىگويند.
اين سخن را با حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم، در اين حديث مىخوانيم: إِنَّ النَّبِىَّ كانَ إِذا شَرِبَ الْماءَ قالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى سَقانا عَذْباً فُراتاً بِرَحْمَتِهِ وَ لَمْيَجْعَلْهُ مِلْحاً أُجاجاً بِذُنُوبِنا!: «هنگامى كه حضرت آب مىنوشيد مىفرمود: حمد براى خداوندى كه به رحمتش ما را از آب شيرين و گوارا سيراب كرد، و آن را به خاطر گناهانمان شور و تلخ قرار نداد»!. «٢»
***
سرانجام، به هفتمين و آخرين دليل معاد در اين سلسله آيات مىرسيم، و آن آفرينش «آتش» است، آتشى كه از مهمترين ابزار زندگى بشر، و مؤثرترين