تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
استفاده مىكند، جوانه مىزند، و ريشه مىدواند، سپس با سرعت عجيبى از مواد غذائى زمين كمك مىگيرد، و دستگاههاى عظيم و لابراتوارهاى موجود در درون گياه به كار مىافتد، و غوغائى برپا مىكند، ساقه و شاخه و خوشه را مىسازد، و گاه از يك تخم، صدها يا هزاران تخم برمىخيزد. «١»
دانشمندان مىگويند: تشكيلاتى كه در ساختمان يك گياه به كار رفته، از تشكيلات موجود در يك شهر عظيم صنعتى با كارخانههاى متعددش، شگفتانگيزتر، و به مراتب پيچيدهتر است.
آيا كسى كه چنين قدرتى دارد، از احياى مجدد مردگان عاجز است؟
***
در آيه بعد، براى تأكيد روى اين مسأله كه انسان هيچ نقشى در مسأله نمو و رشد گياهان جز افشاندن دانه ندارد، مىافزايد: «اگر ما بخواهيم، اين زراعت را تبديل به يك مشت كاه درهم كوبيده شده مىكنيم، به گونهاى كه تعجب كنيد»! «لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ».
آرى، مىتوانيم تندباد سمومى بفرستيم كه آن را قبل از بستن دانهها خشك كرده درهم بشكند، يا آفتى بر آن مسلط كنيم كه محصول را از بين ببرد، و نيز مىتوانيم سيل ملخها را بر آن بفرستيم، و يا گوشهاى از يك صاعقه بزرگ را بر آن مسلط سازيم، به گونهاى كه چيزى جز يك مشت كاه خشكيده از آن باقى نماند، و شما از مشاهده منظره آن در حيرت و ندامت فرو رويد.
آيا اگر زارع حقيقى شما بوديد، اين امور امكان داشت؟ پس بدانيد همه اين