تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
ببينيم، و بعد به ما بگويند اين همه تشكيلات و ساختمان عظيم براى اين است كه، فقط قافله كوچكى چند ساعتى در آن بياسايد و برود، پيش خود مىگوئيم اين كار حكيمانه نيست؛ زيرا براى چنين هدفى، مناسب اين بود چند خيمه كوچك برپا شود.
دنياى با اين عظمت و اين همه كرات، خورشيد، ماه و انواع موجودات زمينى، نمىتواند براى هدف كوچكى مثل زندگى چند روزه بشر در دنيا آفريده شده باشد، و گرنه آفرينش جهان پوچ و بىحاصل است، اين تشكيلات عظيم براى موجود شريفى مثل انسان آفريده شده، تا خداى بزرگ را از آن بشناسد، معرفتى كه در زندگى ديگر، سرمايه بزرگ او است.
اين بيان در حقيقت شبيه همان است كه در آيه ٢٧ سوره «ص» درباره معاد آمده است: وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الارْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِيْنَ كَفَرُوا: «ما آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنهاست بيهوده نيافريدهايم، اين گمان كافران است».
ديگر اين كه: صحنههاى معاد را در اين جهان، در هر گوشه و كنار با چشم خود مىبينيد، همه سال در عالم گياهان صحنه رستاخيز تكرار مىشود، زمينهاى مرده را با نزول قطرات حياتبخش باران زنده مىكند، چنان كه در آيه ٣٩ سوره «فصلت» مىفرمايد: إِنَّ الَّذِى أَحْياها لَمُحْىِ الْمَوْتى: «كسى كه اين زمينهاى مرده را زنده مىكند هم او است كه مردگان را زنده مىكند»!
در آيه ٦ سوره «حج» نيز به همين معنى اشاره شده است.
***