تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣
مىديدند كه، چگونه بسيارى از موجودات زنده مانند گياهان مىپوسند و خاك مىشوند، و بار ديگر لباس حيات در تن مىكنند، و اصولًا كسى كه آفرينش نخستين را كرده، چگونه تكرار آن براى او مشكل است، با اين حال، آنها پيوسته روى انكار معاد اصرار داشتند. «١»
***
آنها به اين هم قناعت نمىكردند و براى اظهار تعجب بيشتر مىگفتند: «آيا نياكان نخستين ما كه هيچ اثرى از آنها باقى نمانده دوباره زنده مىشوند»؟! «أَ وَ آباؤُنَا الأَوَّلُونَ». «٢»
همانها كه شايد هر ذرهاى از خاكشان به گوشهاى افتاده است يا جزء بدن موجود ديگرى شده است؟
ولى، چنان كه در پايان سوره «يس» مشروحاً گفته شد، در برابر دلائل محكمى كه بر مسأله معاد دلالت مىكند، اينها يك مشت بهانههاى واهى بيش نيست.
***
سپس قرآن به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: در پاسخ آنها «بگو: نه فقط شما و پدرانتان، بلكه تمام اولين و آخرين ...» «قُلْ إِنَّ الأَوَّلِينَ وَ الآخِرِينَ».
***
«همگى در موعد روز معين (روز رستاخيز) جمع مىشوند» «لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ». «٣»