تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨
و حادثه ديگر، معجزه بزرگ «شقّ القمر» است، كه هم دليلى است بر قدرت خداوند بزرگ بر هر چيز، و هم نشانهاى است از صدق دعوت پيغمبر گراميش.
مىفرمايد: «قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت»! «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ».
قابل توجه اين كه، سوره گذشته (سوره نجم) با جملههائى پيرامون نزديكى قيامت پايان گرفت: «أَزِفَتِ الْآزِفَةُ» و اين سوره با همين معنى آغاز مىشود، و اين تأكيدى است بر اين موضوع كه قيامت نزديك است، گرچه در مقياس عمر دنيا ممكن است هزاران سال طول بكشد، اما با توجه به مجموع عمر اين جهان از يكسو، و با توجه به اين كه تمام عمر دنيا در برابر قيامت، لحظه زودگذرى بيش نيست، منظور از اين تعبير روشن مىشود.
ذكر اين دو حادثه با هم، همان گونه كه جمعى از مفسران گفتهاند، به خاطر آن است كه، اصولًا ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه آخرين پيامبران الهى است، خود از نشانههاى نزديكى قيامت است، لذا در حديثى از خود پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود: بُعِثْتُ أَنَا وَ السَّاعَةُ كَهاتَيْنِ: «مبعوث شدن من و قيامت همچون اين دو است» «١» (اشاره به دو انگشت مباركش كه در كنار هم قرار گرفته).
از سوى ديگر، شكافتن ماه، خود دليلى است بر امكان به هم ريختن نظام كواكب، و نمونه كوچكى است از حوادث عظيمى كه در آستانه رستاخيز، در اين جهان رخ مىدهد؛ چرا كه تمامى كواكب و ستارگان و زمين در هم مىريزند، و عالمى نو به جاى آنها ايجاد مىشود.
طبق روايات مشهور كه بعضى ادعاى تواتر آن نيز كردهاند: «مشركان نزد