تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧
تر» و يا «كوچك و بزرگ» تفسير كردهاند، ولى هيچ يك از اينها دليل روشنى ندارد، اين اندازه مسلم است كه، ميوههاى بهشتى كاملًا متنوع و گوناگون مىباشد، و هر كدام از ديگرى بهتر و جالبتر است.
***
باز مىافزايد: «كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد»؟! «فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ».
***
در آيات پيشين، سه قسمت از ويژگيهاى اين دو باغ بهشتى مطرح شد، اكنون به سراغ ويژگى چهارم مىرويم كه، مىفرمايد: «اين در حالى است كه بهشتيان بر فرشهائى نشسته، و تكيه كردهاند كه آستر آنها از پارچههاى ابريشمين است» «مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ». «١»
معمولًا انسان، وقتى تكيه مىكند كه، در محيطى آرام و در نهايت امنيت باشد، اين تعبير نشانه آرامش كامل روح بهشتيان است.
«فُرُش» (بر وزن شتر) جمع «فراش» به معنى فرشهائى است كه گسترده مىشود.
«بَطائِن» جمع «بطانه» به معنى آستر است، و «اسْتَبْرَق» به معنى حرير ضخيم است.
جالب توجه اين كه: در اينجا گرانقيمتترين پارچهاى كه در دنيا تصور مىشود، آستر اين فرشها ذكر شده، اشاره به اين كه، قسمت روئين آن چيزى است كه از لطافت و زيبائى و جذابيت در وصف نمىگنجد؛ چرا كه معمولًا در