تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠
خاطر اختصار در تقدير است، زيرا آنچه بيشتر مورد توجه است، همين جريان و حركت كشتيهاست، به همين جهت، روى همين وصف تكيه شده است (دقت كنيد).
و اين كه، «كنيز» را «جاريه» مىگويند، به خاطر حركت و كوشش او در انجام خدمات است، و نيز اگر به دختر جوان «جاريه» گفته مىشود به خاطر جريان نشاط جوانى در وجود او است.
«مُنشَآت» جمع «منشأ» اسم مفعول از «انشاء» به معنى «ايجاد» است و جالب اين كه، در عين تعبير به «منشآت» كه حكايت از مصنوع بودن كشتى به وسيله انسان مىكند، مىفرمايد «وَ لَهُ» (از براى خدا است ...) اشاره به اين كه، مخترعان و سازندگان كشتى از خواص خداداد، در مصالح مختلفى كه در كشتىها به كار مىرود استفاده مىكنند، همچنين از خاصيت سيّال بودن آب درياها، و نيروى وزش بادها، بهره مىگيرند، و خدا است كه در آن مواد، و در دريا و باد اين خواص و آثار را آفريده.
و لذا، در جاى ديگر قرآن تعبير به «تسخير» شده: وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِىَ فِى الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ: «خداوند كشتى را مسخر فرمان شما كرد كه به فرمانش در دريا به حركت درآيد». «١»
بعضى، «منشأ» را از ماده «انشاء» به معنى «مرتفع ساختن» تفسير كردهاند، و آن را اشاره، به كشتيهاى بادبانى مىدانند كه، از برافراشتن بادبانها و قرار دادن آنها در مسير بادها به عنوان نيروى محرك كشتيها استفاده مىكردند.
«اعلام» جمع «علم» (بر وزن قلم) به معنى «كوه» است، هر چند در اصل به معنى علامت و اثرى است كه از چيزى خبر مىدهد، و چون كوهها از دور نمايان