تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦
در آن زمان براى آنها كاملًا مشخص نبوده است، از جمله اين كه، گفتهاند: منظور از اين دو دريا «درياى فارس» و «درياى روم» است، در حالى كه مىدانيم اين هر دو دريا، آب شور دارد و برزخى در ميان آن دو نيست.
يا اين كه گفتهاند: منظور «درياى آسمان» است، و «درياى زمين» كه اولى «شيرين» و دومى «شور» است، در حالى كه مىدانيم دريائى در آسمان وجود ندارد، جز ابرها و بخاراتى كه از اقيانوسهاى زمين برمىخيزد.
يا اين كه گفتهاند: منظور از درياى شيرين «آبهاى زيرزمينى» است، كه با آبهاى درياها مخلوط نمىشود، و برزخ ميان اين دو، ديوارهاى مخازن آنها است. در حالى كه مىدانيم در زيرزمين چيزى به صورت دريا كمتر يافت مىشود، بلكه ذرات آب در لابلاى ذرات خاك و شن مرطوب، مخفى و پنهان است، هنگامى كه در نقطهاى چاه مىكنند اين رطوبتها تدريجاً جمع شده و آب ظاهر مىگردد، به علاوه لؤلؤ و مرجان كه در آيات بعد به آن اشاره شده، از آبهاى زيرزمينى به دست نمىآيد.
پس منظور از اين دو دريا چيست؟
سابقاً در تفسير سوره «فرقان» به اين واقعيت اشاره كرديم كه، رودخانههاى عظيم آب شيرين، هنگامى كه به درياها و اقيانوسها مىريزند، معمولًا دريائى از آب شيرين در كنار ساحل تشكيل مىدهند و آب شور را به عقب مىرانند، و عجب اين كه تا مدت زيادى اين دو آب شيرين و شور به خاطر تفاوت درجه غلظت به هم آميخته نمىشوند.
در مسافرت با هواپيما، در مناطقى كه اين رودخانهها به دريا مىريزند، منظره درياهاى آب شيرين و شور كه در كنار هم قرار دارند و از هم جدا هستند به خوبى از بالا نمايان است، و هنگامى كه كناره اين آبها به يكديگر مخلوط