تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١
است، محدود بودن معلومات ما در برابر مجهولات، هرگز به ما اجازه نمىدهد كه اين حقايق را انكار، يا ناديده بگيريم، بعد از آن كه از طريق وحى اثبات گردد، هر چند علم را به آن راهى نيابد.
(به خواست خدا شرح بيشتر درباره آفرينش جنّ و خصوصيات اين مخلوق در تفسير سوره جن خواهد آمد).
به هر حال، بيشترين موجوداتى كه ما با آن سر و كار داريم، آب و خاك و باد و آتش است، خواه آنها را چون قدما، بسيط و عنصر بدانيم، و يا همچون دانشمندان امروز، مركب از اجزاى گوناگون، ولى در هر صورت مبدأ آفرينش «انسان» آب و خاك بوده، در حالى كه مبدأ آفرينش «جنّ» باد و آتش است، و اين دوگانگى مبدأ آفرينش، سرچشمه تفاوتهاى زيادى ميان اين دو است.
***
باز به دنبال نعمتهائى كه در آغاز آفرينش انسان بوده، اين جمله را تكرار مىكند: «پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد» «فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ».
***
در آيه بعد، به بيان يكى ديگر از نعمتهاى الهى پرداخته، مىگويد: «او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است» «رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ».
درست است كه خورشيد در هر روزى از ايام سال، از نقطهاى طلوع و در نقطهاى غروب مىكند، و به اين ترتيب، به تعداد روزهاى سال، مشرق و مغرب دارد، ولى با توجه به حداكثر «ميل شمالى» خورشيد، و «ميل جنوبى» آن، در