تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦
چيز را براى تو فراهم ساختم؟
پس اين سركشى، طغيان، بىمهرى و بىوفائى از چيست؟!
خداوند منّان نيز، نعمتهاى گوناگونش را به اين بشر فراموشكار يادآور مىشود، و به دنبال هر بخش از اين نعمتها، از او سؤال مىكند: «كدام يك از اينها را مىتوانى انكار كنى»؟!
پس، اين نافرمانى و طغيان از چيست؟ در حالى كه اطاعت من نيز رمز تكامل و پيشرفت خود شما است، و از آن چيزى عائد پروردگارتان نمىشود.
***
٢- مسأله نظم و حساب در زندگى
در بدن ما بيش از بيست نوع فلز و شبه فلز به كار رفته كه هر كدام با كيفيت خاص و كميت معينى است، و هرگاه كمترين تغييرى در ميزان و معيار آنها رخ دهد، سلامت ما به خطر مىافتد، فى المثل، در فصل گرما كه انسان زياد عرق مىكند، گاه گرفتار گرمازدگى مىشود، و بى آنكه بيمارى ديگرى داشته باشد ممكن است تا سرحد مرگ پيش رود، در حالى كه علت آن مسأله بسيار سادهاى است، و آن كم شدن آب بدن و نمك خون مىباشد، و درمان آن چيزى جز نوشيدن آب و خوردن نمك اضافى نيست!
اين يك نمونه ساده از نظم و حساب در ساختمان تن ماست، گاه، اندازهگيرىها در ساختمان موجودهاى ظريفتر همچون سلولها، و از آن ظريفتر اتمها، به قدرى دقيق و ظريف است كه يك هزارم، و گاه يك ميليونيم ميلىمتر، يا ميلىگرم، سرنوشتساز است، تا آنجا كه دانشمندان ناچارند براى اين محاسبههاى دقيق، از مغزهاى الكترونيكى استفاده كنند.
اين در نظام تكوين است، در جريانهاى اجتماعى نيز انحراف از قانون