تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩
اگر ميزان و قانون از عالم بزرگ برچيده شود، راه فنا و نابودى پيش مىگيرد، و اگر زندگى شما هم فاقد نظم و ميزان باشد، رو به فنا خواهيد رفت.
چه تعبير جالبى، كه از كل عالم هستى به انسان منتقل مىشود، و قوانين حاكم بر آن عالم كبير را با قوانين حاكم بر زندگى انسان عالم صغير، هماهنگ مىشمرد، و اين است حقيقت توحيد كه، اصول حاكم همه جا يكى است.
***
بار ديگر روى مسأله عدالت و وزن تكيه كرده مىگويد: «شما وزن را بر اساس عدالت برپا داريد و در ميزان كم و كسر نگذاريد» «وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لاتُخْسِرُوا الْمِيزانَ».
قابل توجه اين كه، در اين آيات، سه بار «ميزان» ذكر شده است، با اين كه ممكن بود در مرحله دوم و سوم از ضمير استفاده شود، اين نشان مىدهد كه «ميزان» در اين سه آيه، به سه معنى متفاوت است كه استفاده از ضمير جوابگوى آن نيست، و تناسب آيات نيز چنين ايجاب مىكند؛ چرا كه در مرحله اول سخن از ميزان و معيار و قوانينى است كه خداوند در سراسر عالم هستى قرار داده است.
و در مرحله دوم، سخن از عدم طغيان انسانها در تمام موازين زندگى فردى و اجتماعى است كه طبعاً دايره محدودترى دارد.
و در مرحله سوم، روى مسأله وزن به معنى خاص آن تكيه كرده، و دستور مىدهد كه در سنجش و وزن اشياء، به هنگام معامله، چيزى كم و كسر نگذارند، و اين مرحله، محدودتر است.
به اين ترتيب، انسجام جالبى در آيات به صورت سلسله مراتب در