تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨
داد» «وَ وَضَعَ الْمِيزانَ».
«مِيزان»، به معنى هر گونه وسيله سنجش است، سنجش حق از باطل، سنجش عدالت از ظلم و ستم، سنجش ارزشها و سنجش حقوق انسانها در مراحل و مسيرهاى مختلف اجتماعى.
«ميزان»، هر قانون تكوينى و دستور تشريعى را شامل مىشود؛ چرا كه همه وسيله سنجشاند.
درست است كه «ميزان» در لغت به معنى ترازو و وسيله وزن كردن سنگينى اجسام است، اما مسلماً ميزانى كه در اين آيه، بعد از ذكر آفرينش آسمان به آن اشاره شده، مفهوم گستردهاى دارد كه هر وسيله سنجش و همه قوانين تكوين و تشريع را فرا مىگيرد، نه فقط وسيله سنجش وزن اجناس.
اصولًا برافراشته بودن آسمان و نظم دقيقى كه بر مليونها كره آسمانى حاكم است، بدون ميزان و قوانين حساب شدهاى، امكانپذير نيست.
و اين كه مىبينيم، در بعضى از عبارات «ميزان» به معنى «قرآن» يا به معنى «عدل» يا به معنى «شريعت» يا «ترازو» تفسير شده است، در حقيقت هر كدام اشاره به مصداقى از اين مفهوم كل و گسترده است.
***
در آيه بعد، نتيجهگيرى جالبى از اين موضوع كرده، مىافزايد: «هدف از قرار دادن ميزان در عالم هستى اين است كه: شما هم ميزان را رعايت كنيد و در آن طغيان ننمائيد» «أَلَّا تَطْغَوْا فِى الْمِيزانِ».
شما نيز بخشى از اين عالم عظيم هستيد، و هرگز نمىتوانيد به صورت يك وصله ناهمرنگ در اين جهان بزرگ زندگى كنيد، عالم، نظام و ميزانى دارد، شما هم بايد نظام و ميزان داشته باشيد.