تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢
اقيانوسهاست، عاملى است براى بقاء حيات در درياها، و مشروب ساختن بسيارى از سواحل كه رودخانهها در مجاورت آن به دريا مىريزند.
و افزون بر همه اينها، نظام ثابت در اين دو حركت (يا به تعبير ديگر حركت ماه به دور زمين و حركت زمين به دور خورشيد) كه سبب پيدايش منظم شب و روز، سال و ماه و فصول مختلف است، سبب نظم زندگى انسانها، و برنامهريزى براى امور تجارى، صنعتى، و كشاورزى است، كه اگر اين سير منظم نبود، زندگى بشر هرگز، نظام نمىيافت.
نه تنها حركت اين كرات آسمانى نظام بسيار دقيقى دارد، بلكه مقدار جرم و جاذبه آنها، و فاصلهاى كه از زمين، و از يكديگرى دارند، همه روى حساب و «حسبان» است، و به طور قطع، هر كدام از اين امور به هم بخورد اختلالات عظيمى در منظومه شمسى، و به دنبال آن در نظام زندگى بشر، رخ مىدهد.
و عجب اين كه، به هنگامى كه اجزاى اين منظومه، از كره خورشيد جدا گرديد، بسيار پريشان و نامنظم به نظر مىرسيد، ولى سرانجام در شكل كنونى تثبيت شد، يكى از دانشمندان علوم طبيعى در اين زمينه چنين مىگويد:
«منظومه شمسى ما از مخلوط (ظاهراً) در هم بر هم مواد و مصالحى كه با حرارت ١٢ هزار درجه از خورشيد جدا شده، و با سرعتى غير قابل تصور در فضاى بىپايان پراكنده گشته، به وجود آمده است.
اما در همين آشفتگى ظاهرى و انقلاب جوى، چنان نظم و ترتيب دقيق و منظمى ايجاد شده كه امروز حتى دقايق و لحظات حوادث آينده آن را مىتوانيم پيشبينى كنيم، و نتيجه اين نظام و ترتيب، آن است كه اوضاع فلكى ما هزار ميليون سال است كه به همين حال باقيمانده». «١»