ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦١ - باب حقوق
زيرا كه طاعت هيچ مخلوق در معصيت خالق روا نيست.
و امّا حقّ رعيّتت در حوزه سلطنتت پس اينست كه بدانى كه ايشان از آن جهت رعيّت تو شدهاند كه ضعيف بودهاند، و تو قوى بودهاى، از اين رو واجب است كه تو در باره ايشان عدل و داد كنى، و نسبت به ايشان همچون پدرى مهربان باشى، و نادانيشان را بيامرزى، و در كيفرشان شتاب نكنى، و خداى عزّ و جلّ را در برابر قدرتى كه تو را بر ايشان داده است سپاس گوئى.
و امّا حقّ كسى كه در كشور علم و معرفت رعيّت تو است، پس اينست كه بدانى كه خداى عزّ و جلّ تو را در آن علم كه بتو بخشيده، و گنجينههائى كه از جانب خود بر تو گشوده، قيّم و سرپرست ايشان ساخته است، پس اگر در تعليم مردم شرط احسان را بجا آوردى، و ايشان را در مسير حمق سوق ندادى، و از تعليمشان خسته و دلتنگ نشدى، خدا بفضل خود بر تو مىافزايد، و اگر علم خود را از مردم دريغ كردى، يا چون از تو طلب علم كردند ايشان را در مسير حمق سوق دادى، بر خداى عزّ و جلّ سزاوار است كه علم و هيبت و جمال آن را از تو سلب كند، و منزلتى را كه در دها دارى فرو كاهد.
و امّا حقّ همسرت پس اينست كه بدانى كه خداى عزّ و جلّ او را مايه آرامش