اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٦١ - زمانه بعثت
سرسخت اسلام بودند شخص قابل ذكرى باقى نمانده است. سپس بيا و ببين انبوهى از عالمان بزرگ، كه در ميان «اهل بيت» و وابسته به آنان است، مانند باقر و صادق و كاظم و رضا (ع) و نفس زَكيّه و همانندانشان.[١] و اين حقيقت را، بانوى قهرمان، دختر گرامى و خردمندِ على (عقيله آل هاشم)، حضرت زينب كبرى (س)، با صراحت و شهامت، در سخنانى در پاسخ ياوهسراييهاى يزيد، زاده پليد معاويه ابراز داشت:
اظَنَنْتَ يا يَزيد! حَيْثُ اخَذْتَ عَلَيْنا اقْطارَ الْارْضِ وَ آفاقَ السَّماء، فَاصْبَحْنا نُساقُ كَما تُساقُ الْاسارى. انَّ بِنا عَلَى اللَّهِ هَواناً وَ بِكَ عَلَيْهِ كَرامةً؟! ... فَمَهْلًا مَهْلًا ... فَوَاللَّهِ ما فَرَيْتَ الَّا جِلْدَكَ، وَ ما حَزَزْتَ الَّا لَحْمَكَ ... وَ لَئِن جَرَّت عَلَىَّ الدَّواهى مُخاطَبَتَكَ وَ انّى لَاسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ، وَ اسْتَعْظِمُ تَقْرِيعَك، وَ اسْتَكْثِرُ تَوْبيخَكَ؛ وَ لَئِن اتِّخَذْتَنا مَغْنَماً، لَتَجِدُنا وَشِيكاً مَغْرَماً، حينَ لاتَجِدُ الَّا ما قَدَّمَتْ يَداكَ ... فَكِذْ كَيْدَكَ، وَاسْعَ سَعْيَك، وَ ناصِبْ جُهْدَكَ، فَوَاللَّهِ لاتَمْحُو ذِكرَنا، وَ لا تُميتُ وَحْيَنا، وَ لايُرْحَضُ عَنْكَ عارُها، وَ هَلْ رَأيُكَ الَّا فَنْداً؟ وَ ايَّامُكَ الّاعَدَدٌ، وَ جَمْعُكَ الَّابَدَدٌ؟ ... يزيد! اكنون كه عرصه زمين و پهناى آسمان را بر ما تنگ گرفتهاى و شهر به شهر و كوى به كوى به اسيرى مىگردانى، به گمانت، براى تو نزد خدا، افتخار است و كرامت و براى ما، خوارى است و ذلّت؟! ... سر جاى خود بنشين، و باز هم بنشين كه چنين نيست؛ اى پسر معاويه! به خدا سوگند، جز پوستِ پيكر خود را ندريدى! و جز گوشت بدنت را پاره نكردى (خودت را خوار و خُرد و رسوا كردى) ...
اگر چه مصيبتهاى بزرگ و حوادث تلخ، كار مرا به جايى كشانيده كه با چون تويى سخن گويم. من تو را كوچك و حقير مىشمارم و گناهت را بزرگ مىدانم و تو را بسيار ملامت مىكنم و از سرزنش تو كوتاهى نخواهم كرد. و اگر جنايت خود و اسارت ما را غنيمت شمردى، به زودى خواهى دانست كه غرامت بوده و بس (خواهى ديد كه زيان كردهاى) .... و اكنون را، هر ترفندى دارى به كارگير، و هر كوششى از تو ساخته است
[١] - التفسير الكبير، ج ٣٢، ص ١٢٤