اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٨٥ - به خدا بخوانيم، نه به خويشتن
الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءُ أُولئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ.[١] و (ياد كن) آنگاه را كه گروهى از پريان را به سوى تو گردانديم كه به قرآن گوش فرا مىدادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشيد (و گوش فرا دهيد!) آنگاه چون به پايان آمد، به سوى قوم خود بازگشتند در حالى كه (آنان) را بيم مىدادند. گفتند: اى قوم، ما (آيات) كتابى را شنيديم كه پس از موسى فرو فرستاده شده است، آنچه را (از كتابهاى آسمانى) كه پيش از آن بوده است، راست مىشمارد؛ به سوى حق و به راهى راست راهنمايى مىكند. اى قوم! پاسخ فراخواننده به خداوند را بدهيد و به او ايمان آوريد تا (خداوند) پارهاى از گناهانتان را بيامرزد و شما را از عذابى دردناك پناه دهد. و هر كه پاسخ فراخواننده به خداوند را ندهد، در زمين به ستوه آورنده (خداوند) نيست و در برابر او سرورانى ندارد؛ اينان در گمراهى آشكارى خواهند بود.
خداى تعالى پيامبرش را فرمود تا با بهترين روش و شيوه فراخوانى؛ يعنى به روش:
حكمت، موعظه، جدال احسن، و با (احْسَنُ الْحَديث[٢] نيكوترين سخن)، مردمان را به ايمان و عمل صالح، فراخوانَد:
ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ.[٣] (مردم را) به راه پروردگارت با حكمت و پند نيكو فراخوان و با آنان با روشى كه بهتر باشد، چالش ورز![٤]
[١] - احقاف، آيه ٢٩- ٣٢
[٢] - اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَاباً. خداوند است كه بهترين گفتار را به گونه كتاب ... فرو فرستاده است. زُمَر، آيه ٢٣
[٣] - نحل، آيه ١٢٥
[٤] - حكمت، حجتى است كه نتيجه آن« حق» است. به طورى كه هيچ گونه شك و وهن در آن باقى نماند. و موعظه، بيانى است كه نفسِ شنونده را نرم و دلش را به رقّت آورَد؛ بيانى است كه آن چه صلاح شنونده است، با خود دارد؛ از قبيل مطالب درسآموز و عبرت خيز كه آثار پسنديده و ثناى جميل در پى دارد. و امّا جدال: دليلى است كه صرفاً براى منصرف كردنِ« خصم» از آن چه بر سرِ آن نزاع مىكند، به كار مىرود، بى آن كه ويژگى روشنگرىِ« حق» را داشته باشد. در جدال، آنچه مورد ادعاى خصم است از او گرفته مىشود و با همان، ادعايش ابطال مىشود. در تفاوت موعظه و حكمت گفتهاند: حكمت، تعليم است و براى آگاهى و مبارزه با جهل است. موعظه، تذكار است و براى بيدارى و مبارزه با غفلت به كار مىرود. حكمت براى انديشيدن و زبان عقل است. امّا موعظه، باز كردنِ چشم است براى ديدن و پيام روح است. براى همين شخصيت گوينده در موعظه نقش دارد، بر خلاف حكمت. در حكمت، روحها بيگانه وار با هم سخن مىگويند. درباره سخنانِ موعظهاى گفتهاند: الْكَلامُ اذا خَرَجَ مِنَ الْقَلْبِ دَخَلَ فىِ الْقَلْبِ وَ اذا خَرَجَ مِنَ الِلسَّانِ لَمْ يَتَجاوِزْ الآذانَ. سخن،« اگر از جان برون آيد نشيند لاجرم بر دل» اما اگر از پيام جان نباشد از گوشها فراتر نرود