اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣١١ - زنام و نشان و گمان برتر است
مكانتها همه هيچ است، بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را، آنگاه كه بر تو درآييم، گرامى دار! و اى كه نهانِ خبرها و رويدادها نزد او آشكار است، بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را در پيشگاه خود، رسوا مساز!
عجائب: جمع عجيب، كارهاى شگفت و بىنظير كه دليل عظمت و بزرگى و جلال خداوند است؛ چه در دنيا و چه در آخرت، كه نهايتناپذير و بىزوال است. العَجَب:
مصدرِ عَجِبَ، شگفتى، تعجب كردن، به شگفت آمدن، العجيب: فعيل به معناى فاعل، شگفتانگيز، حيرتآوَر.
الالْحاد: برگشتنِ از حق و مايل شدن به زور و ستم، بَدْدينى، پافشارى بيش از حدّ در كفر. لَحَدَ الَيْهِ: به او گرايش يافت، به او متمايل شد. لَحَدَ فِى الدِّينِ: از دين برگشت، كافر و ملحد شد.
الرَّقَبَةُ: مصدرِ «رَقَبَ» به معناى گردن، بيخ پسِ گردن، بنده، برده؛ چرا كه گاهى از «كلّ» به «جزء» تعبير مىشود و به تعبير ديگر، ناميدنِ «كُلّ» به نام «جزء» امرى متداول و جارى است.
خَطَر: قدر و منزلت.
فَضَحَ: او را رسوا كرد. مُفْتَضَحْ كرد، آبروى او را ريخت. فَضَحَ الْخَبَرَ: خبر را كشف و فاش كرد.
شگفتيهاى شكوه و احتشام خداوند
يا مَنْ لاتَنْقَضِى عَجائبُ عَظَمَتِهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْجُبُنا عَنِ الْالْحادِ فى عَظَمَتِكَ. اى كه شگفتىهاى بزرگىاش پايانناپذير است، بر محمد و دودمانش درود فرست، و ما را از بددينى و بدفهمى عظمت و شكوهت، بازدار.
عظمتِ حقيقى آن است كه موصوف به آن (عظيم)، از هيچ سو، محاط و در حصار چيزى نيست و در هيچ ظرفى از ظروف- مكان و زمان- نمىگنجد. چنين موجودى كه