اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٠٢ - نيايش پنجم خود و خاندان و دوستداران
وَجْهِكَ، فَصَلّ عَلى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَاْهدِنا.
٧. اللَّهُمَّ انَّكَ مَنْ وَالَيْتَ لَمْ يَضْرُرْهُ خِذْلانُ الْخاذِلينَ، وَمَنْ اعْطَيْتَ لَمْ يَنْقُصْهُ مَنْعُ الْمانِعينَ، وَمَنْ هَدَيْتَ لَمْ يُغْوِهِ اضلالُ الْمُضِلّينَ، فَصَلّ عَلى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ امْنَعْنا بِعِزّكَ مِنْ عِبادِكَ وَ اغْنِنا عَنْ غَيْرِكَ بِارْفادِكَ وَ اسْلُكْ بِنا سَبيلَ الْحَقّ بِارشادِكَ. اللَّهُمَّ صَلّ عَلى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْ سَلامَةَ قُلُوبِنا فىِ ذِكْرِ عَظَمَتِكَ، وَ فَراغَ ابْدانِنا فىِ شُكْرِ نِعْمَتِكَ، وَانْطِلاقَ الْسِنَتِنا فِى وَصْفِ مِنَّتِكَ. اللَّهُمَّ صَلّ عَلى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنا مِنْ دُعاتِكَ الدَّاعِينَ الَيْكَ، وَ هُداتِكَ الدالّينَ عَلَيْكَ، وَ مِنْ خاصَّتِكَ الْخاصِيّنَ لَدَيْكَ، يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ.
١. اى كه شگفتىهاى بزرگىاش پايانناپذير است، بر محمد و دودمانيش درود فرست و ما را از بَدْدينى و بدفهمى عظمت و شكوهت بازدار!، و اى آن كه مدّت پادشاهىاش نهايتناپذير است، بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را از عذاب خويش، بِرَهان! و اى آن كه گنجينههاى رحمت او بىزوال است، بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را از آن بهرهاى بگذار! و اى كه ديدگان از ديدار جمالش فرومانند، بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را به جوار قرب خود، بار ده! و اى كه در ساحتِ بزرگى و مكانتِ او، مكانتها همه هيچ است، بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را، آنگاه كه بر تو درآييم، گرامى دار! و اى كه نهانِ خبرها و رويدادها نزد او آشكار است، بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را در پيشگاه خود، رسوا مساز!
٢. بارخدايا! ما را به بركت بخشش و عطايت از بخششِ بخشندگان، بىنياز فرما، و وحشتِ (هراسِ) گُسستنِ ديگران از ما، با پيوستنِ به بارگاهت، بسنده باش؛ تا در پرتوِ دهش و عطاى تو به سوى ديگرى نرويم، و با وجودِ احسانِ تو از هيچ كس نهراسيم!
٣. بارخدايا! بر محمد و دودمانش درود فرست، و كارها به سودمان تدبير كن و بر زيان ما جارى مساز، و مكر خويش درباره دشمنانمان به كار گير و كامِمان شيرين كن و ناكامِمان، مگردان.
٤. بارخدايا! بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را از خشم خود، دور نگاه دار، و در پناهِ خويش، حفظ فرما و به سوى خود راه نما، و از ساحتِ قربِ خود، دور مَدار؛ كه هركه را تو نگاه دارى، بىگزند مانَد، و هركه را تو راه نمايى، دانا شود، و هركه را تو به