اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٥ - مؤمنان روزگاران
او حدّ جارى كن و او را به قِصاص قتل مالك بكش، و از اين قبيل بسيار است همين گونه در تابعان كسانى بودهاند از قبيل يزيد و عمرسعد و شمر و حتّا در صحابه، كسانى بودهاند چون حكم بن ابى العاص و مروان بن الحكم، كه پيامبر خود لعن و طرد و نفرينشان كرده است. از اين رو، سنّت نبوى، نيز احترام به همه صحابه را درست و بىگفتگو ايجاب نمىكند. بنابراين صحابى بودن يا تابعى بودن هيچ مسئلهاى را حل نمىكند، مگر اين كه شخص صحابى يا تابعى همه تعليمات اسلام را جذب كرده باشد و جنبههاى رسوب كرده جاهليت خويش را معدوم ساخته باشد و شخصيت ثانوى اسلامى پيدا كرده باشد و نسج قرآنى و ريخت محمدى يافته باشد و به مرحله تولّدى ديگر رسيده باشد و پس از درگذشت پيامبر و رفتن او چيزى را تغيير نداده باشد. و مىدانيم كه همه آنان كه به نام صحابه معرّفى شدهاند يا تابعى- به بداهت تاريخ- چنين نبودهاند.[١] كتاب «صحيح بخارى» در جهان تسنن به تصريح عالمان اهل سنت، معتبرترين كتاب است پس از قرآن مجيد و در طول حدود ١٢٠٠ سالى كه از تأليف آن مىگذرد تنها مدرك درجه اول همه مسائلدينى سنّى است. مؤلف اين كتاب، در «كتابُ الفتَنِ» ذيل آيه: وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَاتُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ.[٢] و از فتنهاى بپرهيزيد كه تنها به كسانى از شما كه ستم كردند نرسد، و بدانيد كه خدا سخت كيفر است، آورده است كه پيامبر اكرم ٦ فرمود:
انَا عَلى حَوْضِى انْتَظِرُ مَنْ يَرِدُ عَلَّىَ، فَيُوْخَذُ بِناسٍ مِنْ دوُنى فَاقوُلُ: امَّتى، فَيَقُولُ: لاتَدْرى، مَشَوْا عَلَى الْقَهْقَرى.[٣] [در قيامت]، من بر لب حوض كوثر ايستادهام، منتظر كسانى كه نزد من خواهند آمد. در اين هنگام گروهى را از كنار من مىبرند و دور مىكنند، مىگويم: اينان نيز امّت مناند، مىگويند: تو نمىدانى، اينان [پس از تو] واپس رفتند و به قهقرى بازگشتند.
مطرف گويد: به زبير گفتم: اى اباعبداللَّه، خليفه (عثمان) را رها كرديد، تا كشته شد، آنگاه، خونخواه او شديد؟ زبير در پاسخ گفت: ما در زمان رسول خدا ٦ و خليفگانِ سه گانه: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاتُصِيبَنّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خاصَّةً» را مىخوانديم، ولى نمىپنداشتيم
[١] - حماسه غدير، ص ٩٦- ٩٨
[٢] - انفال، آيه ٢٥
[٣] - صحيح بخارى، حديث شماره ٧٠٤٨