اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٨١ - گستره دعوت محمد
در دامان خود پَروَرَد، و از ميان زنان، خديجه (س) همسر پاك، با وفا، امين و مهربان و دلسوز رسول خدا ٦؛ و بالاخره زيد بن حارثه، آن برده مخلص پيامبر گرامى ٦ كه آن حضرت قيد بندگى را از او برداشت و وى را به شرافتِ انتساب به قريش رساند، تا آنجا كه به وى «زيدبن محمد ٦» گفته مىشد، تا هنگامى كه خداوند اين فرزند خواندگى را الغاء كرد و فرمود:
وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ. ادْعُوهُمْ لِأَبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَاللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوالِيكُمْ.[١] [خدا] پسر خواندگانتان را پسرانتان نساخته است، اين گفتار شماست كه به زبان خويش مىگوييد: و خدا راست و درست مىگويد و اوست كه راه مىنمايد. آنان (پسرخواندگان) را به پدرانشان بخوانيد- نسبت دهيد-، اين نزد خدا راستتر است؛ و اگر پدرانشان را نمىشناسيد پس برادران شمايند در دين و آزادكردگان شمايند.
ما كانَ مُحَمَّدٌ ابا احَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لِكنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَبيِّينَ.[٢] محمد ٦ پدر هيچ يك از مردان شما نيست، وليكن فرستاده خدا و خاتمِ- سرآمد و پايان بخش- پيامبران است.[٣]
بدين ترتيب، خانوادهاى پر ارج بر محور ايمان شكل يافت، تا آن كه نورِ ايمان از خانه پيامبر خدا ٦ تابيد و پرتوى عظيم در بيرون اين خانه ايجاد شد. اگر چه آن پرتو از رسول خدا ٦ بسيار دور نشد؛ و تنها دلهاى دوستان پيامبر و كسانى را روشن ساخت، كه در دل با او پيوندى وثيق داشتند، همچون ابوطالب (ع) عموى گرامى آن حضرت و ديگران.
به هر حال، دعوت نهانى محمد ٦ آرام آرام پيش مىرفت، آن سان كه آبى زُلال بر روى
[١] - احزاب، آيه ٤- ٥
[٢] - همان، آيه ٤٠
[٣] - مراد مردان موجود در زمان نزول آيه است؛ يعنى هيچ يك از مردان شما از صُلب او متولّد نشدهاند- نفى پدرى تكوينى نه نفى معناى تشريفى؛ چنان كه فرمود: من و على( ع) دو پدر اين امَّتيم-. پس اين جمله به اين معناست كه محمد٦ پدر هيچ يك از مردان شما، و از جمله زيد بن حارثه نيست تا ازدواج با همسر يكى از آنان بعد از جدايى، ازدواج با همسر فرزندش باشد. و البته اين آيه نمىگويد كه آن حضرت پدر پسران خود و هم چنين حسن و حسين( ع) نيست