اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٦ - زمانه بعثت
قرآن نيست. افزون بر اين، آياتى همچون آيه «تطهير» كه گواهِ معصوم بودن آنان است و آيه «مباهله» آنان را جان پيامبر ٦ دانسته است. معارف و باورهاى دينى را به دور از هر گونه افراط و تفريط مىدانند و باز گو مىكنند. اگر به تاريخ عقايد فرقههاى اسلامى كه از اهل بيت دور ماندهاند مراجعه كنيم و گرفتاران در دام جبر و تشبيه و الحاد در اسماء و صفات الهى را ببينيم و اين كه چگونه برخى، غلوّ در اسماء و صفات الهى را به جايى رساندهاند كه قائل به تعطيل شدهاند و گفتند: ما هرگز توان معرفت او را نداريم (نه معرفت اجمالى و نه معرفت تفصيلى). و در مقابل آنها، گروهى آن چنان ذات اقدس الهى را پايين آوردند كه او را در شكل جوان امْرَدى دانستند، كه موهاى به هم پيچيده زيبايى دارد. در مسئله جبر و تفويض، گروهى آنچنان تند رفتند كه انسان را موجودى بىاختيار در چنگال قضا و قدر دانستند كه ذرهّاى اراده او كارساز نيست و هر چه تقدير ازلى بوده بايد انجام دهد؛ خواه راه كفر بپويد يا ايمان. و گروهى، آن چنان گرفتار تفريط گشتند كه براى آدمى استقلال كاملى در برابر ذات پاك خداوند قائل شده و با قبول تفويض، راه شرك و دو گانگى را پيش گرفتند. ولى مكتب «اهل بيت» كه مسئله «نفى جبر و تفويض» و اثبات «امرٌ بَيْنَ اْلَامْرَينِ» را مطرح مىكرد، مسلمانان را از آن افراط و تفريط خطرناك و كفر آلود بر حذر داشت. و اين جاست كه درستى و متانت كلام امام روشن مىشود كه فرمود: افراطكاران به آنان راهِ اعتدال گيرند و واپس ماندگان، كه راهِ تفريط را پيش گرفتهاند، به يارى ايشان به كاروان دين بپيوندند. و اين تشبيه لطيفى است كه قافلهاى را در نگاه آدمى مجسّم مىكند، كه راهنمايان هوشيار و آگاهى دارد ولى گروهى، بىحساب پيشى مىگيرند و در بيابان گم مىشوند و گروهى، عقب مىمانند و طعمه درندگان بيابان مىشوند.[١] و از همين روست كه برخى از دانشمندان تسنّن همچون امام فخر رازى، وجود گواه و الگو و حجت عادلى را در هر عصر و روزگار ضرورى دانستهاند، اگر چه در تطبيق آن گرفتار توجيههاى نامقبولى شدهاند. او مىگويد: لابدّ فى كُلِّ زمانٍ بَعْدَ زمانِ الرَّسُولِ مِنَ الشّهيد. فَحَصَلَ من هذا انَّ عصراً مِنَ الْاعْصارِ لا يَخْلُومِنْ شَهيدٍ عَلىَ النَّاسِ وَ ذلِكَ الشهيدُ لَابُدَّ وَ انْ يكونَ غيرَ جايزِ الْخطا، وَ الّا افتَقَرَ الى شهيدٍ آخَرٍ وَ يَمْتَدُّ ذلك الى غيرِ النِّهايةِ و
[١] - پيام امام اميرالمؤمنين، شرح نهجالبلاغه، ج ١، ص ٣١٠