اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٧ - زمانه بعثت
ذلِكَ باطِلٌ. فَثَبَتَ انَّهُ لابُدَّ فى كُلِّ عصرٍ مِن اقوامٍ تَقوُمُ الْحُجَّةُ بِقَولِهِمْ و ذلك يَقْتَضى انْ يَكُونَ اجْماعُ الامّةِ. هر عصرى پس از عصر و زمان پيامبر ٦ ناگزير از شاهد و گواه است؛ يعنى هيچ عصر و روزگارى خالى از شاهد و گواه بر مردم نيست، شاهد و گواهى كه بايد جايز الخطا نباشد (معصوم باشد) وگرنه او هم نياز به شاهد و گواه ديگرى دارد، و اين امر در شكل تسلسل- كه امرى باطل است- تا بىنهايت ادامه خواهد يافت. نتيجه اين كه در هر عصرى بايد گروهى باشند كه گفتارشان براى مردم حجت باشد و اين راهى ندارد جز اين كه بگوييم اجماع امت، حجت است.[١] و اين روشن است كه اگر امام فخررازى و نظير او، از پوسته باورهاى تعصب آلود خويش گام بيرون مىنهاد، به يقين چنين سخن تعصبآلودى نمىگفت؛ زيرا قرآن كريم مىگويد براى هر امّتى گواهى از جنس آنها قرار داديم نه اين كه مجموع امت براى فرد فرد امت، حجت و گواه است.
وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِم مِنْ أَنفُسِهِمْ.[٢] و روزى كه در هر امتّى گواهى بر آنان از خودشان برانگيزيم.
به امام فخر رازى و همانندان او بايد گفت: اگر مىپندارند كه بى «دلالتِ معصوم» از «هدايت قرآن» بهرهور گشته و به «قِسطاسِ مستقيم» راه بردهاند، سخت در اشتباهند و در درون تاريكستان روح مرده خويش، از حيات حقيقى محرومند، تا چه رسد به احياء ديگران، و در تاريكيهاى اوهام خويش و معلومات و مصطلحات خويش، كه «ظُلُماتٌ بَعضُها فَوْقَ بعَضٍ» است، غرقند و غافل، و از سرِ غفلت غرور، در بيابانِ بَرَهوتِ پندارهاى باطل سرگردانند. و امّا شيعيان، آنان كه در همه شؤون حيات انسانى؛ خواه دنيايى يا آخرتى، فردى يا اجتماعى، ظاهرى يا باطنى حضور دارند، و در ساختار و مُدل زندگى پيرو مكتبِ امامان اهل بيتاند و از آموزههاى آنان بهره ور، در همه جوانب حيات در حدّ اعتدالاند، و بدور از افراط و تفريط؛ از نظر عقيده، نه راه «غلوّ» را مىپيمايند و نه راه «تقصير و شرك»، نه طرفدار «جبرند» و نه «تفويض»؛ چرا كه امام صادق (ع) فرمود: لاجَبْرَ وَ لاتَفْويضَ بَلْ امْرٌ بَيْنَ
[١] - تفسير كبير، ج ٢٠، ص ٩٩
[٢] - نحل، آيه ٨٩