اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٩٣ - به خدا بخوانيم، نه به خويشتن
|
چون تو خُفَّاشان بسى بينند خواب |
كين جهان مانَد يتيم از آفتاب[١] |
|
آرى! محمد ٦ با چنين كتابى و با اين چگونگى به بشريت خسته و فرسوده از آداب و رسوم جاهلى روى آورد، و خلقها را از اطاعت مردمانى چند برهاند، و از چنگ متصديان اديان و حاكمان ستمگر و ديگر قاطعانِ طريقِ انسانيت رهايى بخشيد، و مردم را به اطاعتِ تكاليف الهى واداشت و خود، نُخستين كس بود كه بيش از همه به آنچه فرمان مىداد پاى بند بود. براى همين امت خود را در زمان اندكى قرين سعادت كرد. اكنون همان فراخوان باقى است و همان فرياد بلند است و حجت تمام. از ما تسليم و تن در دادن و بندگى كردن و از خدا دستگيرى و هدايت و پريشانىها را اصلاح كردن. تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن/ كه دوست خود روشِ بنده پرورى داند (حافظ). امام سجاد (ع) نقطه تجسم تام معرفت الهى و محبت الهى است. و به همين دليل، نقطه تاّم عبوديّت و اخلاص و ابتهال و توجه و انقطاع است. به دلالتِ حديثِ «ثَقَلَيْن» وجودش قرارگاه علم قرآنى است. و به همين دليل علوم و حقايق و اسرار قرآنى در نفس او، فعليّت تام يافته است. مشعلى است فروزان، در راه وصول به مقصود و نشانهاى است آشكار، براى وصول به حقيقت علم و حقيقت عمل و در نهايت وصول به حقيقت سعادت. و كتاب او، اين «زبور آل محمد ٦» و انجيل «اهل بيت» خود، به منزله دانشگاه تربيتى بزرگ و عمومى است در جهت دو اصلِ مهّم «تزكيه» و «تعليم»؛ تعليم «كتاب» و «حكمت». با بهترين شيوه دعوت به خداوند و فراخوانِ به عدل و فضيلت؛ روشِ تأثير گذار و نفوذگر «دعا»؛ يعنى سخن گفتنِ با خداوند و درخواست از خداوند، به ما افتادگانِ در خاكدانِ طبيعت، كه در ظلمتى غريب و تاريكىيى بسْ شگفتآور غرقهايم، آموخت، تا با ذكرِ مباركِ صلوات و درود بر محمد و دودمان محمد و يادكردِ آن داعيان الى اللَّه و هاديان، كه وجودشان نيكوترين دعوت و هدايت به خداست (وَالَّدعْوةِ الْحُسنى)، از خداوند درخواست كنيم كه ما را نيز از داعيان الى اللَّه و هاديانى كه به او دلالت مىكنند، قرار دهد؛ از كسانى كه دعوتشان به خداست و دلالتِشان به راه اوست: بارخدايا! بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را از فراخوانانى قرار
[١] - مثنوى، دفتر ششم، بيت ٢٠٧٨- ٢٠٨٣.