اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٤٣ - باغ وجود، يكسره دام نوائب است
خداوند راهنمايى كند، راهيافتهاند و كسانى را كه در گمراهى نِهَد، زيانكارند.
بلعم باعورا، صاحب مقامات و كرامات بود و به خداوند نزديك، امّا در مقام ايمنى نيز ننشسته بود؛ يعنى شيطان با دامى قوى در كمين او بود و تا آنجا پيش رفت، كه همه آن مقامات و كرامات را از او باز سِتاند و لباس كرامتى كه بر اثر تقرّب به خداوند، بر تن داشت، بيرون آورد و «مستجاب الدّعوه» بنىاسرائيل را تا پستترين مرحله حيات، هبوط داد. تا آنجا كه چون سگ، به او بتازى، لَهْ لَهْ مىزند و اگر او را وانِهى، باز لَهْ لَهْ مىزند.
|
بَلْعمِ باعور را خَلْقِ جهان |
سغبه شد مانندِ عيسىِ زمان |
|
|
سجده ناوردند كس را دونِ او |
صحتِ رنجور بود افسونِ او |
|
|
پنجه زد با موسى از كبر و كمال |
آنچنان شد كه شنيدستى تو حال |
|
|
صدهزار ابليس و بَلْعَم در جهان |
همچنين بودهست پيدا و نهان |
|
|
اين دو را مشهور گردانيد اله |
تا كه باشد اين دو بر باقى گواه |
|
|
اين دو دزد آويخت از دارِ بلند |
ورنه اندر قهر بس دزدان بُدند |
|
|
اين دو را پرچم به سوى شهر بُرد |
كشتگانِ قهر را نتوان شمرد[١] |
|
براى همين بود كه زينالعابدين (ع)، با آن مقامِ رفيعى كه داشت، خود را در مقام ايمنى نمىديد؛ چون مىدانست خداوند، هرگز مقام و منزلتِ تضمين شدهاى را در اختيارِ، حتّا بزرگترين اولياى خود، قرار نداده است. و بندگان خداوند تا هر مرتبهاى كه بالا روند، همچنان بر لبه لغزشگاه ايستادهاند، و بر صراط مستقيمى گام نهادهاند كه از مو باريكتر و از لبه شمشير برندهتر است. مگر نه اين است كه خداوند بهترينِ بندگان خود، حضرت محمد ٦ را، با خطابِ عبرتآموزى هشدار داده است، تا بداند؛ هركس، در هر مقام و منزلتى كه هست، در مقامِ ناايمنى نشسته و سخت نيازمندِ مدد و تسديدِ خداوند است:
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَ
[١] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٣٢٩٨- ٣٣٠٤.