اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٣ - آموزه قرب و تعالى خداوند
شرّ است. مگر همين سرمايههاى علمى و فكرى و مادى نيست، كه چون فاقد حكمت است، ابزار فرومايگى و درّندگى و سرمايهسوزى و فساد و پلشتى در دست صاحبان آنها؛ همان عالمانِ فاقد حكمت است؟ آرى! سركشان و مددكارانِشان و آتشافروزانِ خودپرست و راهزنانِ خلق، از ميان همين گونه هوشهاى موشكاف و مغزهاى تورّم يافته از فلسفهها و تئورىها و انبانهاى انباشته علوم برخاستهاند. و از آنجا كه گوهر و فطرت آدمىِ در وجودشان، تباه و مسخ شده و فريفته بيمها و نويدها و انگيزههاى شيطانى هستند، تذكّر و يادآورى و موعظه حكيمانه حكيمان الهى را در نمىيابند: وَ ما يَذَّكَّرُ الّا اولُوا الْالْبابِ.[١] و جز خردمندان؛ آنها كه از عقل با ثَبات و فطرى و وجدانى، چون مغزِ پرمايه و عميق و ريشهدار، در درونِ جانِشان برخوردارند و همواره پندياب و آگاهىپذيرند، اين حقيقت را در نمىيابند؛ چرا كه آراء و عقايد پاك و حكيمانه از عقل فطرى و لبِّ سالم، رويش مىكند و نتيجه آن عمل صالح است. و گفته شده است كه: دريافتِ يادآورىها و تمثيلهاى قرآنى و تطبيق آنها با حقايق درونى و واقعيتهاى بيرونى ناشى از حكمت است.[٢] و نيز گفته شده است: اگر حكمت علمى الهى و حكمت لدنّى در كسى حاصل شد و وجودش متحقق به اين حكمت گرديد، اسرار غيب و صورتهاى كلّى و جزيى و چگونگى انشعاب و شاخه شاخه شدن و تفصيل آن در قلب وى، نقش مىبندد و به وسيله آن، احكام و پديدهها و اخلاق و احوال مبدأ و معاد و جز آن؛ از قبيل فضايل شرعى و مقاصد آنها را در كتاب و سنّت، به دست مىآورد. و هركس به اين دانش الهى متصف شد، او همان دانايى است كه از سوى پروردگار، هدايت يافته و در پرتوِ موهبتِ عقل، مالك حقيقت انسانيت است. و اين موهبت همان وصول به آن هدفى است كه براى آن آفريده شده است: يعنى در پرتو همين حكمت، به معارف ناب الهى و طاعتگزارى و طهارت قلبى كه موجب كمالِ قرب و بالا رفتن منزلتِ آدمى نزد خداى حكيم است، دست مىيابد.
و از هرچه گوهر وجود او را مىآلايد و از ساحت قدس الهى دور مىدارد، ناب و سره
[١] - بقره، آيه ٢٦٩
[٢] - پرتوى از قرآن، ج ٢، ص ٢٤٣